X
تبلیغات
اسلحه و تفنگ
نام کاتیوشا از نام ترانه‌ای رایج در دوران جنگ دوم گرفته شده که آن نیز خود از مصغر نام دخترانه «یکاترینا» (کاترین) در زبان روسی آمده است. در جریان جنگ نیروهای آلمان بخاطر صدای راکت‌های آن و نیز شباهت لوله‌های پرتاب کننده راکت در آن به ارگ، به آن نام «ارگ استالین» داده بوده‌اند. در ایران گاه به آن «چلچله» نیز گفته شده است.

مشخصات و انواع

  • بی‌ام۸
  • بی‌ام۱۳
  • بی‌ام۲۱
  • بی‌ام۲۴
  • بی‌ام۲۷
  • بی‌ام۳۱

 طراحان

نخستین کاتیوشا را «ای. گوای» در سال ۱۹۳۸ برای ارتش شوروی طرح کرد. در ۱۹۳۹ «و. ن. گالکوفسکی» پیشنهاد پرتاب راکت‌ها به کمک ریل را مطرح کرد و نمونه‌هایی ساخته شد.

 سازندگان

تاکنون کشورهای شوروی، چکسلواکی، کره شمالی، روسیه و ایران کاتیوشا ساخته‌اند.

 پیشینه کاربردها

انواع کاتیوشا در جنگ جهانی دوم به‌گستردگی بکار رفت. بعد از جنگ و در دوران جنگ سرد کاتیوشا در درگیری‌های کوچک‌تر استفاده شد. از جمله این درگیری‌ها جنگ ویتنام، جنگ یوم کیپور، جنگ افغانستان، اشغال لبنان در سال ۱۹۸۲، جنگ ایران و عراق، جنگ دوم چچنستان، جنگ جمهوری آذربایجان و ارمنستان است.

در جریان درگیری‌های لبنان در سال ۲۰۰۶ نیروهای حزب‌الله لبنان به صورت گسترده‌ای از کاتیوشا برای کوبیدن پایگاه های نظامی ارتش و پلیس اسرائیل در شهرها و روستاها استفاده کردند. البته موشکهای کاتیوشا اصلی بردی بین 12 تا 15 کیلومتر دارند در حالی که برای موشکهای مورد استفاده حزب الله، بردی بیش از 20 کیلومتر ثبت شده است. به علت آلومینیومی بودن بدنه آن، به هنگام انفجار بدنه سریعا ذوب شده و در نتیجه ترکش چندانی ندارد.( یکی از علل تلفات کم اسرائیلیها در مقابل تعداد زیاد موشکهای شلیک شده توسط حزب الله، همین مطلب است ) به جهت ابعاد کوچک این موشک و حرکت در ارتفاع پایین، اکثر سیستمهای ضد موشکی کنونی نظیر پاتریوت از رهگیری و نابود کردن این موشک عاجز هستند. [نیاز به ذکر منبع]

+ نوشته شده توسط مهرداد در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 13:46 |

تانك رزمي T-90 كه پيشرفته ترين تانك در زرادخانه ارتش روسيه مي باشد ، در سال 1993 ميلادي به صورت محدود وارد خط توليد گرديد. اين تانك ، برپايه نمونه آزمايش T-88 طراحي و مورد آزمايش قرار گرفت. لازم به ذكر است كه اين تانك ، توسط كميته طراحي كارتسف - ونديكف و در كارخانجات واگنكا در نيزني تاگيل طراحي و ساخته شده است. مدل ابتدايي اين تانك ، به طور كامل داراي يك طراحي تازه بود. در حقيقت مدل توليد شده تانك ، از تانك T-72BM نشآت گرفته و مشخصه ها و قابليت هاي تانك هاي سري T-80 نيز به آن اضافه شده است كه مهمترين اين مشخصه ها ، سيستم انتخاب هدف ليزري و نسل جديد زره مي باشد كه در بدنه و برجك آن ، مورد استفاده قرار گرفته شده است.

تاكنون دو مدل صادراتي اين تانك به نام هاي T-90S و T-90E ، توسط منابع غربي مورد شناسايي قرار گرفته است. تانك ، داراي يك مدل فرماندهي بنام T-90K مي باشد كه سيستم بيسيم و تجهيزات ناوبري آن ، با ديگر نمونه ها متفاوت مي باشد. قرار بوده است كه درصورت تآمين اعتبارات مالي ، نمونه هاي اوليه اين تانك تا اواخر سال 1997 ميلادي با تانك هاي پيشرفته تر T-90S جايگزين شود. در اواخر سال 1996 ميلادي ، نزديك به 107 دستگاه تانك پيشرفته T-90S در منطقه نظامي خاور دور وارد خدمت شدند. همانند پدرانشان يعني تانك هاي T-72 كه در زمان خودشان كارآمدترين تانك هاي ارتش شوروي بودند ، تانك هاي T-90 نيز پيشرفته ترين تانك هاي درحين خدمت ارتش روسيه هستند.

         

از نظر تركيب سلاح هاي متعارف ، تانك T-90 نسبت به تانك T-72 تغييرات عمده اي در سيستم شليك توپ اصلي و ديگر سيستم ها داشته است كه اين تغييرات ، به منظور بالا بردن توان عملياتي تانك صورت گرفته است. تانك T-90 ، به عنوان يك راه حل موقتي براي جبران نياز روسيه به يك تانك جديد براي نبردهاي امروزي از طرف ارتش روسيه پيشنهاد شد و توليد آن به طور محدود و تا زمانيكه تانك هاي جديدتر به عرصه توليد وارد شوند ، ادامه خواهد داشت. تانك جديدي كه قرار بود وارد خط توليد شود و به علت كمبود اعتبارات مالي ساخت آن به تعويق افتاده است ، گونه اي بسيار پيشرفته مي باشد كه هنوز از قابليت ها و توانايي هاي آن ، اطلاعاتي در دست نيست. به علت هزينه پايين تانك هاي T-90 ، اين تانك ها بعنوان جانشين موقت وارد خط توليد شدند و با سرعتي بسيار پايين ، همچنان در خط توليد باقي خواهند ماند تا خط توليد را ، تا امكان پذير شدن ساخت تانك هاي جديدتر باز نگه دارند. تاكنون چند صد دستگاه تانك T-90 ، توليد شده است كه در مورد تانك هاي درحين خدمت ، اخبار ضد و نقيضي وجود دارد. ولي منابع اطلاعاتي غربي ، تعداد اين تانك ها را بين 100 تا 300 دستگاه تخمين مي زنند و بر اين باورند كه بخش عمده اين تانك ها ، در منطقه عملياتي خاور دور مستقر هستند.

تانك T-90 همانند سري تانك هاي T-72 و T-80 ، توپ 125 ميليمتري سري 2A46 را حفظ كرده است. اين توپ ، قابليت شليك گلوله هاي ضدزره APFSDS ، گلوله هاي HEAT ، گلوله هاي انفجاري شديد تركشي HE FRAG و گلوله هاي انفجاري نارنجكي با فيوز زماندار را دارا است. موشك هاي هدايت ليزري ضدتانك AT-11 Sniper نيز مي تواند برروي اين تانك نصب شود. به كمك اين موشك ها كه از فاصله 4000 متري قابل شليك بوده و توان نفوذ در يك زره 700 ميليمتري را دارند ، تانك T-90 اين قابليت را پيدا مي كند كه با ديگر ادوات زرهي و انواع بالگرد ، قبل از آنكه آنها بتوانند درگير شوند درگير شود.

 

سيستم كنترل آتش كامپيوتري ، فاصله ياب ليزري و دستگاه نشانه روي حرارتي ، به تانك اين امكان را مي دهد كه در حين حركت و در هنگام شب نيز بتواند با دشمن درگير شود. با اين تفاسير به نظر مي رسد كه اولين نسل از اين سيستم ها كه توسط روسيه ساخته شده و بر روي اين تانك نصب شده است ، با نمونه هاي غربي امروزي قابل رقابت نيست. اين تانك ، مجهز به سيستم نشانه روي كامپيوتري و سيستم شليك اتوماتيك مي باشد تا به روند شليك ، سرعت و دقت بالاتري دهد. جنگ افزارهاي فرعي شامل دو قبضه مسلسل 62/7 ميليمتري PKT موازي با توپ و يك قبضه مسلسل 7/12 ميليمتري نصب شده بر روي برجك براي مقابله با اهداف هوايي و زميني مي باشد.

خصوصيات تانك T-90 ، همانند تانك هاي قديمي تر روس ها مي باشد. اين تانك داراي يك برجك گرد و شيبدار است كه در وسط بدنه قرار مي گيرد. اين ويژگي به همراه پدافند عامل و غيرعامل كه تانك از آن بهره مي برد باعث گرديده كه تانك T-90 ، به يكي از ايمن ترين تانك هاي جهان در مقابل حملات هوايي و زميني تبديل شود. برجك و بدنه شيبدار اين تانك ، با نسل دوم واكنش دهنده هاي انفجاري (ERA) آجري شكل پوشش داده شده است. اين پوشش همانند صدف حلزون ، به طور زاويه دار روي بدنه و برجك نصب مي شود تا موشك ها و گلوله هاي شليك شده به سمت تانك را منحرف يا منهدم نمايد. پوشش اين نوع واكنش دهنده ها ، تا روي برجك ادامه مي يابد تا تانك را در مقابل جنگ افزارهايي كه از بالا تانك را هدف قرار مي دهند حفاظت كند.

 

تانك مجهز به يك سيستم قفل كننده و انتخاب هدف ليزري با نام TSHU-1-7 SHTORT1 مي باشد. اين سيستم ، داراي يك فاصله ياب ليزري است كه مي تواند فاصله ادوات و حتي موشك ها و گلوله هاي شليك شده به تانك را تخمين بزند. تانك همچنين داراي يك محفظه ليزري هشدار دهنده مي باشد كه در صورت قفل شدن غلاف ليزري جنگ افزارهاي دشمن روي تانك ، به خدمه تانك هشدار داده مي دهد. تانك داراي 2 اخلالگر الكترو اپتيكالي است كه بر روي سيستم هاي كنترل كننده جنگ افزارهاي هدايت شونده دشمن پارازيت مي اندازد و به صورت موازي ، در دوطف لوله توپ قرار گرفته است. يك موتور 12 سيلندر توربو ديزلي V-84KD با قدرت 1000 اسب بخار ، مي تواند به تانك سرعتي معادل 65 كيلومتر در ساعت در جاده و 45 كيلومتر در ساعت در سطوح غيرجاده اي دهد. به طور خلاصه تانك T-90 را مي توان آميزه اي از تكنولوژي ، قدرت و سرعت ناميد.

با اينكه ديگر از اتحاد پرقدرت جماهير شوروي اثري باقي نمانده است و روسيه امروز ، با مشكلات بسياري در زمينه تآمين اعتبارات مالي براي پروژه هاي نظامي روبروست ، ولي هنوز تانك هاي روسي ، توان رويارويي و مقابله با تانك هاي غربي را دارا هستند. در هر حال ديگر از هيولاهاي زرهي گذشته روس ها كه در عصر خود يكه تاز بودند خبري نيست.

مشخصات فني تانک T-90:
«
مشخصات»
طول: 86/6 تا 53/9 متر
عرض: 78/3 متر
ارتفاع: 25/2 متر
وزن: 5/46 تا 50 تن
تعداد خدمه: 3 نفر
حداكثر سرعت جاده اي: 65 كيلومتر در ساعت
حداكثر سرعت غيرجاده اي: 45 كيلومتر در ساعت
برد عملياتي: 550 تا 650 كيلومتر
عمق شناوري پاياب: در حركت 2/1 متر - لوله هواكش 5 متر
«
جنگ افزارها»
توپ اصلي: 125 ميليمتري 2A46M
نواخت گلوله: 6 تا 8 گلوله در دقيقه
ظرفيت مهمات: 43 گلوله
انواع مهمات: HEAT-HEF-APFSDS
مسلسل ها: دو مسلسل 62/7 ميليمتري موازي PKT با 2000 فشنگ و يك مسلسل 7/12 ميليمتري UTJOS NSVT با 3000 فشنگ
دود استتار: 12 خمپاره 82 ميليمتري B902 با نانجك دودزاي 3D17 تخليه كننده دود از اگزوز
بيسيم: مدل معمولي R-163-504 و مدل فرماندهي R

+ نوشته شده توسط مهرداد در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 و ساعت 16:9 |
اسلحه ژ-۳

مشخصات:
1)جنگ افزاري است خودكار كه بوسيله ناظم آتش بصورت خودكار و به ضامن در مي آيد.
2)با هوا خنك ميشود.
3)با فشار مستقيم گاز باروت مسلح مي شود.
4)با خشاب 20تيري تغذيه ميشود .
5)بوسيله نفر حمل ميشود.
6)دستگاه نشان روي آن بسادگي قابل تغيير و تنظيم است.

مختصات :
1)كاليبر 62/7ميليمتر (30/0اينچ)
2)وزن بدون خشاب 200/4كيلوگرم
3)طول سلاح بدون سرنيزه 5/102سانتيمتر
4)سرعت ابتدايي گلوله در ثانيه اول 800متر بر ثانيه
5)نواخت تير بطور علمي 500الي600تيردر ثانيه
6)نواخت تير بطور عملي 120الي150تير در دقيقه
7)تعداد خان 4 عدد
8)گردش خان از چپ به راست
9)برد موثر بدون دوربين 400متر
10) برد موثر با دوربين 600متر
11)برد نهايي 3500 متر


ماموريت:
تيراندازي برعليه نفرات دشمن.


سازمان وخدمه :
جنگ افزار ژ-3 سلاحي است انفرادي ،داراي يك نفر خدمه و برابر جدول سري ام در كليه رسته ها.


انواع تفنگ ژ-3:
دونوع مختلف داريم:
1)با قنداق تاشو(به منظور سهولت در امر پرش)
2)با روپوش و قنداق پلاستيكي


مقدورات:
1.قدرت زياد نسبت به تفنگهاي مشابه با اندازه طول فشنگ ومرمي.
2.دقت تير به خاطر طول مناسب لوله.
3.مجهز به دوربين براي استفاده در مسافتهاي بيشتر از 400 متر و همچنين مجهز به دوربين ديد در شب.


محدوديتها:
1.عدم تغذيه با خشاب بيشتر از 20 تيري بعلت بلندي طول فشنگ.
2.لگد تفنگ نسبت به جنگ افزارهاي انفرادي كه داراي فشنگ هاي كوتاهتر است بيشتر است.
3.موارد گير نسبت به جنگ افزارهاي انفرادي بيشتر است.

نامگذاري قطعات:
1.لوله و متعلقات
2.گلنگدن و متعلقات
3.دستگاه چكاننده و متعلقات
4.قنداق و متعلقات
5)روپوش لوله
6)شعله پوش
7)بند
8)خشاب


بازو بسته كردن بطريق زير است:
الف)باز و بسته كردن مختصر جهت نظافت جنگ افزار است كه خدمه قبل از تيراندازي به منظور آگاهي از سالم بودن قطعات جنگ افزار انجام مي دهد اين نوع بازو بسته كردن مخصوص خدمه مي باشد.
ب)باز و بسته كردن كامل كه مخصوص تعويض قطعات بوده مخصوص افراد فني است.
ج)باز و بسته كردن مخصوص كه شامل تعمير قطعات ويژه جنگ افزار است كه افراد متخصص تعميراتي مجاز به باز و بسته كردن آنها مي باشند.



باز و بسته كردن  جنگ افزار  ژ-3 (براي نظافت)
1)قبل از باز كردن اسلحه را به ضامن كنيد.
2)خشاب را برداريد.
3)تفنگ را خالي كنيد(دستگيره آتش را به عقب كشانده مطمئن شويد كه خزانه خالي است دستگيره را رها كنيد و جنگ افزار را رو به هوا گرفته وماشه را بچكانيد).

عمل سلاح جنگي:
1.تظاهر:
عبارت است از ظاهر شدن يك عدد فشنگ در مسير گلنگدن توسط فشار صفحه خوراك دهنده.
2.ادخال:
عبارت است از هدايت يك عدد فشنگ در مسير گلنگدن كه توسط شاخه هاي گلنگدن در اثر پيشروي آلات متحرك فشنگ مزبور را در مسير گلنگدن قرار گرفته توسط شاخه هاي گلنگدن به داخل لوله هدايت مي گرددوعمل ادخال انجام مي شود.
3.بسته كردن:
ضمن پيشروي آلات متحرك پيشاني جنگي گلنگدن به ته خزانه لوله چسبيده و عمل بسته شدن انجام مي گيرد.بنابراين بسته شدن برخورد پيشاني گلنگدن به ته خزانه لوله مي باشد.
4.چفت شدن:
چون در موقع بسته شدن پيشاني جنگي به ته لوله برخورد مي كند در اين حال بدنه آلات متحرك در اثر فشار فنر ارتجاع هنوز به سمت جلو حركت مي نمايد در نتيجه اين فشار به هادي سوزن منتقل مي گردد و سبب مي شود كه غلطكهاي روي هادي سوزن حركت نمايند و از داخل گلنگدن خارج مي شود و در داخل مقر خود در بدنه قرار مي گيرد.
5)ضربت زدن:
در موقع چفت شدن فاصله سوزن وپيشاني جنگي كم مي گردد وهنگامي كه ماشه مي چكانيم چخماق به ته سوزن ضربت زده و نوك سوزن از سوراخ پيشاني جنگي خارج شده و به ته چاشني فشنگ ضربت مي زند.


مرحله دوم
ـ زمانيكه آلات متحرك در اثرفشار گازباروت به عقب حركت مي نمايد اعمال زير انجام ميشود:
1)رها شدن:
فشار گاز باروت به پيشاني جنگي گلنكدن سبب مي گردد كه غلطكها به مارپيچهاي مقر خود برخورد نموده و به داخل گلنكدن برود و در نتيجه به هادي سوزن فشار آورد و فاصله بين گلنكدن متحرك را برقرار مي نمايد.
2)باز شدن:
جدا شدن پيشاني جنگي گلنكدن از ته خزانه لوله.
3)مسلح شدن:
ضمن عقب نشيني آلات ماهيچه تحتاني آلات متحرك چخماق را به عقب مي خواباند ودر نتيجه سرپايه آتش با دهانه عقبي چخماق درگير ميشود و جنگ افزار مسلح ميگردد.
4)اخراج:
خارج شدن پوكه از خزانه لوله توسط فشنگ كش.
5)پرش:
پرتاب پوكه بخارج توسط فشنگ پران.



گير و رفع گير

عدم تظاهر فشنگ ظاهر نشده و فشنگ داخل خشاب نمي باشد.
1)فنر صفحه خوراك دهنده كه ضعيف يا شكسته است.
رفع گير :فنر صفحه خوراك دهنده تعويض شود.
2)بدنه خشاب فرورفتگي دارد يا خشاب قر شده است.
رفع گير :خشاب را عوض كنيد.
3)خشاب كثيف است و صفحه درميان آن گير ميكند.

عدم ادخال (فشنگ داخل لوله نميباشد)
1)جان لوله كثيف است.
رفع گير :جان لوله را تميز كنيد.
2)فنر ارتجاع ضعيف يا كثيف است.
رفع گير :فنر ارتجاع را عوض كنيد.
3)فشنگ كثيف يا معيوب است .
رفع گير :فشنگ را عوض كنيد.

عدم چفت شدن (غلطكها در مقر مربوطه قرار نمگيرد. )
1)دستگيره آتش محكم به جلو رها نشده است.
رفع گير :مجددا دستگيره ها را به عقب بكشيدو رهاكنيد.
2)فنر ارتجاع شكسته يا ضعيف است.
رفع گير:فنر ارتجاع را عوض كنيد.
3)غلطكها شكسته يا معيوب است.
رفع گير :گلنگدن را عوض كنيد.
4)ريلهاي بدنه كثيف است.
رفع گير:ريلهاي بدنه را تميز كنيد.

عدم ضربه زدن
1)بدنه ضامن آتش روي ضامن است .
رفع گير :برگه را از ضامن خارج كنيد.
2)فنر چخماق شكسته يا معيوب است.
رفع گير: آن را عوض كنيد.
3)فنر سوزن شكسته يا معيوب است .
رفع گير :آن را عوض كنيد.
4)سوزن شكسته يا معيوب است.
رفع گير :آن را عوض كنيد.
5)مهمات معيوب است.
رفع گير :فشنگ را خارج كنيد و فشنگ ديگري بگذاريد.

عدم رها شدن (مرمي از فشنگ رها نمي شود.)
1)چاشني يا باروت فشنگ فاسد شده است.
رفع گير :فشنگ را عوض كنيد.
2)فشنگ آموزشي مي باشد.
رفع گير :فشنگ را عوض كنيد.
3)مرمي معيوب است ودر لوله گير ميكند.
رفع گير :فشنگ را عوض كنيد.
4)لوله كثيف است و گلوله گير ميكند.
رفع گير:لوله تميز شود.
5)سر لوله ضربه خورده واز خروج مرمي جلوگيري مي كند.
رفع گير:اسلحه عوض شود.

عدم باز شدن و برگشت
1)غلطكها به علت كثيفي در مقر خود گير كرده و محكم شده .
رفع گير:غلطكها را آزاد كرده و تميز و روغن كاري شود.
2)جان كثيف است.
رفع گير:جان لوله را تميز ميكنيم.
3)ريلهاي بدنه صدمه ديده است.
رفع گير :براي تعمير آن اقدام كنيد.


عدم اخراج (بوته از داخل جان لوله خارج نمي شود.)
1)فنر فشنگ كش معيوب يا شكسته است.
رفع گير: فشنگ كش را عوض كنيد.
2)فنر فشنگ كش معيوب يا شكسته است.
رفع گير:فنر آن را عوض كنيد.
3)پوكه تغيير شكل داده است.(در داخل جان لوله است)
رفع گير:پوكه را با سمبه خارج كنيد.
4)جان لوله كثيف است.
رفع گير :جان لوله را تميز كنيد.

عدم پرش پوكه(بخارج پرتاب نميشود.)
1)فشنگ پران شكسته است.
رفع گير:فشنگ پران را عوض كنيد.
2)محل خروج پوكه آسيب ديده است.
رفع گير:آن را تعمير كنيد.
3)اسلحه كثيف است و آلات متحرك بخوبي عقب نمي آيد.
رفع گير:اسلحه تميز و روغنكاري شود.


عدم مسلح شدن(اسلحه مسلح نمشود.)
1)دهانه هاي چخماق شكسته است.
رفع گير:چخماق را تعويض شود.
2)پايه آتش معيوب است.
رفع گير:پايه آتش تعويض شود.

خشاب
خشاب تشكيل شده ا ست از:
1)استوانه خشاب
2)صفحه خوراك دهنده
3)فنر صفحه خوراك دهنده
4)صفحه زيرين يا نگه دارنده كه بصورت كشوي در زير خشاب قرار ميگيرد كه مانع خروج فنر وصفحه خوراك دهنده به بيرون ميباشد.


انواع مهمات ژ-3
1)فشنگ جنگي
2)فشنگ مانوري
3)فشنگ گازي(براي پرتاب نارنجك تفنگ)(برد تا150متر)
4)فشنگ مشقي (داراي مرمي فولادي)

روشهاي نشانه روي
1)ايستاده
2)بزانو
3)دراز كش
4)نشسته
5)هجومي

قبل از شروع تير اندازي
1)براي هريك نفر تير انداز بايد يكنفر كمك تعين كند.
2)تيراندازها درخط آتش (دريك صف )وبه فاصله معين حدود فاصله30 پلو در پشت زيلو ايستاده و تفنگ درروي زيلو درجلوي تير انداز به نحوي به سر لوله جلو يا به طرف سيبل باشد روي زمين قرار گيردو هر كمك به فاصله دو قدم پشت سرتيرانداز قرار ميگيرد.
نكته:
تصوير خط نشانه :از روزنه ديده بنوك مگسك زير خال سياه تشكيل شده است.

وضعيتهاي تيراندازي
اين وضعيت در محلهايي كه داراي علفزارهاي باشد و يا به دلايلي وضعيت تيراندازي درازكش مسير نباشد براي تيراندازي در خود شيب مورد استفاده قرار ميگيرد.
الف)حالت نشسته:
-بند تفنگ را بلند كرده
-نيم به راست
-پاها را به اندازه عرض شانه باز كرده و با دست راست تفنگ را گرفته و با كمك دست چپ روي زمين مي نشينيم سپس باسن خود را آنقدر به سمت عقب مي كشيم تا ارتفاع زير زانو با سطح زمين حدودا يك وجب باشد.
-آن گاه بند تفنگ رازير بازوي چپ انداخته واز قسمت كم به طرف جلو خم مي شويم بازوي دست چپ راروي مبخش پا قرار مي دهيم بطوري كه استخون آرنج از روي مبخش پا رد شده وبازوي چپ به بخش استخوان مماس باشد.

ب)تيراندازي در حالت ايستاده:
 معمولا در زمينهايي كه داراي عوامل طبيعي و مصنوعي باشد و يا در موقع هجوم مورد استفاده قرار ميگيرد اين وضعيت در مسافت100متربدونبدون استفاده از تكيه گاه اعمال شود براي استفاده ازاين وضعيت روبه هدف مي ايستيم بند تفنگ را بلند كرده و يك  به راست كامل كرده به دست فنگ نماييد پاهاي خود را به اندازه عرض شانه باز كرده به نحوي كه عمود به هدف و پاي راست عمود بر امتداد پاي چپ سپس به وسيله سنگيني بدن تفنگ را متوجه هدف نموده وتعادل خود را روي دو پا حفظ ميكنيم آنگاه بند راپشت بازوي چپ قرار داده وبا دست چپ روپوش لوله را بگيريد و با دست راست قنداق تفنگ را بلند نماييم تا دستگاه نشانه روي با چشم راست در يك امتداد قرار گيرد پنبه قنداق را در گودي شانه قرار داده به نحوي كه دست راست با سطح شانه يا كف پا كمي بلندترباشد يا قرار گيرد تيرانداز لازم است تيغه تفنگ را محكم گرفته و با فشار آن را به عقب بكشيد.
ج)تيراندازي در حالت درازكش:
اين وضعيت داراي استقرار و راحتي بيشتر ميباشد ازاين وضعيت در زمينهاي پست و هموار و سنگرهاي استقراري درازكش و علفزارهاي كوتاه و از پشت خاك ريزها استفاده ميگردد. براي استفاده از اين وضعيت رو به هدف مي ايستيم بند اسلحه را بلند كرده پس يك نيم به راست نموده و به دست       نموده به نحوي كه دست چپ در جلوي روپوش و دست راست روي پنجه قنداق رابه اندازه 70سانتيمتر درجلوي زانوي پاي راست بگذاريد سپس روي پهلوي چپ خود خوابيده و بند تفنگ را به پشت بازوي چپ انداخته وآرنج دست چپ خود رادرامتدادزانوي راست و قنداق تفنگ و هدف روي زمين قرار دهيد و قنداق تفنگ را محكم در داخل شانه قرار دهيد قبضه تفنگ به دست گرفته و آرنج را به طرف زمين آنقدر پايين دهيد تا شانه ها در سطح افقي قرارگيرد وسپس به هدف نشانه روي كنيد و گردن بايد نرم و آزاد باشد و گونه بطور محكم به قنداق مماس باشد .


تذكر:
انگشت سبابه در ناحيه بين سر انگشت و بند دوم با ماشه تماس پيدا مي كند بطوري كلي بهتر است كه اصولا هيچ قسمت از انگشت با قبضه تماس نداشته باشد.

د)تيراندازي بحالت بزانو:
اين وضعيت اغلب در زمينهاي مسطح يا ضد شيب مورد استفاده قرارميگيرد براي اتخاذ اين وضعيت به طرف هدف مي ايستيم بند تفنگ را بلند كرده سپس به راست كامل انجام مي دهيم  سپس تفنگ را با دست چپ از ناحيه جلوي روپوش لوله بگيريد ودست راست خود را روي پنجه قنداق قرار دهيد و پاي چپ را به اندازه عرض شانه بطرف جلو و كمي به چپ بگذاريد سپس روي پنجه پاي راست تكيه كرده و زانو را به طرف پايين بدهيد تا به زمين برسد وباسن خود را روي پاشنه پاي راست قرار داده و آرنج چپ را مقداري در روي زانوي چپ به طرف جلو قرار داده و قنداق را در گودي شانه بگذاريد قبضه را با دست راست محكم بگيريد آرنج راست لازم است افقي و كمي پايين تر از سطح افق باشد سپس سنگيني خود را به طرف جلو روي ساق پاي چپ قرار داده و به هدف نشانه روي كنيد.

تيراندازي در وضعيت هجومي
اين وضعيت بروي مواضع مضنون دشمن در برد كوتاه (تا50متر)و آخرين مرحله هجوم در رزم و در جنگل و جنگلهاي خياباني و يا هر جايي كه محل دشمن به وسيله نور يا صدا مشخص ميشود و بطور كلي بروي هدفهاي نزديك در زمانيكه فرصت جهت اتخاذ وضعيت و نشانه روي نمي باشد بسيار موثر است.
براي اتخاذ اين وضعيت تيرانداز پاهاي خود را به اندازه عرض شانه (تاجايي كه بهتر بتواند تعادل خود را حفظ نمايد)و از يكديگر باز نموده ومقدار كمي پاي چپ را جلوتر از پاي راست قرار مي دهد و سپس زانوها رااز مبخش و بدن خود را از ناحيه پهلوها بطرف جلو خم مينمايد  .دست چپ از قسمت جلو دستگيره آتش را به نحوي ميگيرد كه شست دست در بالا و روي روپوش لوله تفنگ و بازوي چپ تقريبا كشيده باشند و دست راست قبضه تپانچه اي شكل را محكم گرفته و ساعد دست راست روي قنداق فشار وارد كرده و آن رادر پهلوي راست(تهيگاه راست)مهار ميكندتيراندازشعاع چشمها را روي هدف متمركز و لوله تفنگ را همواره درسمت هدف و محلي كه شعاع ديد به آن تمركز دارد قرار مي دهد .
نكات زير در وضعيت هجومي لازم الا جرا مي باشد:
1)وزن بدن روي هر دو پا تقسيم مي گردد و سنگيني بدن روي كف پا به خصوص پنجه پا ميباشد.
2)پاها از يكديگر به اندازه عرض شانه باز شده و زانوها كمي از مبخش خميدگي داشته و پاي چپ كمي جلوتر از پاي راست قرار مي گيرد.
3)بدن از قسمت پهلو ها بطرف جلو خميدگي داشته و كاملا نفر تيرانداز بايد راحت و مسلط باشد.
4)لوله تفنگ همواره در سمت هدف و محلي كه شعاع ديد به آن تمركز دارد قرار گرفته باشد.
5)براي مورد اصابت قراردادن هدفهاي ناگهاني در سمت هاي مختلف از گردش تمام بدن استفاده ميگردد.

نویسنده: کریم

وبلاگ میلیتاری

+ نوشته شده توسط مهرداد در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت 14:30 |

 

 

 

 

مسکو، "ویکتور لیتوفکین" مفسر نظامی خبرگزاری «نووستی»/

در بین انواع منحصر بفرد سلاح و تجهیزات نظامی که توسط صنایع دفاعی روسیه تولید می شوند، سیستم های رآکتیو رگباری از جایگاه ویژه ای برخوردارند. در بین آنها، قویترین ماشین نظامی 300 میلیمتری "اسمرچ" (گردباد) است که گاهی وقت ها نیز نبیره "کاتیوشا" نامیده می شود.

این یک واقعیت تاریخی است که روسیه در ساخت سلاح های آتشبار برتری جهانی دارد. اولین امتیاز اختراع در تاریخ 9 آپریل 1939 بخاطر "مکانیزه نمودن دستگاه شلیک مهمات موشکی با کالیبرهای مختلف" به مخترعین روسی "آندره کاستیکوف"، "ایوان گوای" و "واسیلی آبورینکوف" اعطا شده بود که سازندگان همان "خمپاره انداز رآکتیو" تحت عنوان "کاتیوشا" بودند که 14 جولای 1941 با یک شلیک، چندین ردیف از فاشیست ها به همراه سوخت، مهمات و تجهیزات آنان را در ایستگاه "اورش" نابود نموده و آن ها را با خاک یکسان کرد.

 Вторая мировая войнаنبیره کاتیوشا، یعنی "اسمرچ" در سال 1986 پدیدار شد و در سال 1989 در نیروی مسلح پذیرفته شد. در زمان میان این دو، سیستم هایی همچون "بی ام 13"، "بی ام 14"، "گراد" (تگرگ)، "اوراگان" (طوفان) و مدل های تغییر یافته آنها وجود داشتند. به گفته "نیکلای ماکاروفتز" دکترای علوم فنی و مدیر کل موسسه علمی-تولیدی "اسپلاو" در شهر تول و همچنین طراح و تولید کننده سیستم رآکتیو آتشبار، این سیستم ها در جهان از لحاظ محبوبیت جایگاه دوم را و آنهم تنها پس از اسلحه خودکار "کالاشنیکوف" به خود اختصاص داده اند. این مطلب نیاز به اثبات ندارد و حوادث اخیر در خاور نزدیک نیز گواه این هستند.  

اما حقیقتاً نمی بایست روسیه را مورد سرزنش قرار می دادند که این سیستم ها را به حزب الله عرضه کرده است. مسئله در این است که سیستم آتشبار "گراد" را در تمام جهان تولید می کنند و می فروشند و در بیشتر آنها حتی بدون مجوز روسیه، و در حدود 15 کشور نیز بعنوان محصولی تقلبی وجود دارد. حتی به ارتش شوروی نیز که تقریباً 10 سال در افغانستان بود، با سیستم "گراد" شلیک می کردند، در صورتی که در خود اتحاد جماهیر شوروی تولید آنها مدت بسیاری بود که متوقف شده بود. کارخانه "اشتامپ" در شهر تول نیز نیز که 5% از تولیدات آن را سماورهای مشهور و 95% آن را زمانی سیستم های آتشبار تشکیل می دادند، در سال های 80 قرن گذشته، تولید و صادرات "گراد" به کشورهای خارجی را متوقف کرده بود.

بدین ترتیب باید گفت که جهان جنگجو، مدت بسیاری است که بدون حضور ما هم از عهده کار بر می آید. هرچند محض حقیقت باید یادآور شد که "مدل پارتیزانی" این سلاح که مردم افغانستان و مجاهدین در این کشور توسط آن ارتش ما را مورد هدف قرار می دادند نیز در شهر تول "بنا به تصمیم کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی برای کمک به کشور برادرمان ویتنام که با متجاوز آمریکایی نبرد می کرد" ساخته شده بود و به دست آنان افتاده بود.

اما داستان ما درباره این زمان های دور دست نیست.

حال باید دید که تفاوت سیستم های آتشبار "اسمرچ" با مدل های قدیمی خود، یعنی سیستم های "گراد" و "اوراگان" و سیستم معروف آمریکایی MLRS چیست؟ در وهله اول، باید از برد و موثر بودن آن و نیز مساحت اصابت آن به نیروهای زنده و تجهیزات اشاره کرد. عملاً "اسمرچ" سلاحی با سطح کیفی جدیدی است که بطور چشمگیری از پیشنیان و همتاهای خارجی خود برتری دارد.  

اگر "گراد" 20 کیلومتر را نشانه می رود و مساحتی 4 هکتاری را پوشش می دهد، "اوراگان" به ترتیب 35 و 29 و سیستم آمریکایی MLRS 30 و 33 را، باید گفت که برد شلیک "اسمرچ" 12 موشکی، برابر با 20-70 کیلومتر است و در برخی از مدل های تغییر یافته آن تا 100 کیلومتر و مساحتی برابر با 67 هکتار و یا 672 هزار متر مربع را مورد هدف قرار می دهد.

در موشک "اسمرچ" که وزن آن 800 کیلوگرم می باشد، 280 کیلوگرم را مهمات تشکیل می دهد (کارشناسان تایید می کنند که این نیز تناسبی منحصر بفرد است). در شاسی موشک 72 ذخیره مهماتی وجود دارد که وزن هر یک 2 کیلوگرم است.

دقت و شلیک رگباری "اسمرچ" در مقایسه با "گراد" و "اوراگان" دو- سه برابر افزایش داده شده است. برای آماده سازی آن به جنگ و هدفگیری تنها به سه دقیقه زمان نیاز است و برای شلیک کامل 38 ثانیه. این نیز زمانی منحصر بفرد است. تا دشمن کشف کند که از کدام طرف به مقر و تجهیزات نظامی او شلیک شده، چه کسی گردباد فلزی بر فراز سرش فرود آورده، دستگاه سرد خواهد شد.

مسلم است "اسمرچ" را که تنها در شهر تول نساختند. در ساخت این قویترین دستگاه آتشبار با کالیبر 300 میلیمتری، 20 سازمان همت گماشته اند.

طبق اطلاعاتی که من در دست دارم، "اسمرچ" در خارج از روسیه تنها به هند و کویت عرضه شده است. مجوز ساخت آن را نیز نه به کسی داده ایم و نه فروخته ایم. در مرزهای اسرائیل نیز وجود ندارد. اما اگر کسی ناگهان آن را کشف کند، باید بداند که مسکو هیچ ارتباطی بدین مسئله ندارد. این نیز همچون "گراد" در خاور نزدیک، تقلبی است

+ نوشته شده توسط مهرداد در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت 14:18 |
اسلحه كمري هكلركوخ 

زماني كه براي اولين بار در سال 1964 سلاح كمري HK4 توسط هكلركوخ طراحي شد همه اين كمپاني را با سلاح هاي تهاجمي آن مي شناختند.عدد چهار در نام اين اسلحه به اين مفهوم بود كه HK4 توانايي شليك چهار كاليبر را دارد.اين چهار كاليبر شامل Kurz9mm , 7.65mm , 6.35mm
و Long Rifle 22 بود.اين سلاح بر پايه ي اسلحه ي كمري Mauser HsC ساخته شده بود.HK4 تا سال 1984 توليد شده و علاوه بر پليس آلمان به بازار سلاح هاي غير نظامي اروپا و آمريكا نيز وارد شد.
دومين سلاح كمپاني هكلركوخ VP70 بود كه در دو كاليبر 9mmx19 و 9mmx21 عرضه شده بود.
اين سلاح در سال 1968 طراحي شده و زماني كه عرضه شد طرح آن سال ها جلوتر از زمان خود بود. VP70 با قاب پليمري ساخته شده بود و در صورت نصب قطعات اضافي علاوه بر حالت نيمه اتوماتيك به صورت رگبار سه تير نيز شليك ميكرد كه در واقع قابل تبديل به يك SMG كوچك نيز بود.
اين سلاح نام خود را از Volkspistole بر گرفته است و در دو گونه ي Z (غير نظامي) و M (نظامي) عرضه شد.قابل ذكر است توليد اين سلاح در سال 1989 متوقف شد.
پس از معرفي اين دو سلاح كه اولين هاي كمپاني هكلركوخ در عرصه ي سلاح هاي كمري بودند اين كمپاني دو خانواده ي ديگر از سلاح هاي كمري را توليد كرد كه سري هاي P7 و P9 بودند.

سري P7

PSP (كاليبر 9mmx19 ):

اين سلاح بر پايه ي يك طرح قديمي آمريكايي مربوط به سال 1918 ساخته شده است. PSP اولين عضو خانواده P7 است و نام آن برگرفته از Polizei Selbststalde Pistole يا سلاح كمري خود مسلح شونده ي پليسي است.

P80 (كاليبر 9mmx19):

اين سلاح هم جزو اعضاي كمياب سري P7 بوده و در اصل براي ارتش اتريش طراحي شده بود. P80 جداي از تفاوت هاي جز‌ءي كه با ديكر اعضاي خانواده ي P7 دارد ٬ بطور كلي داراي طرحي كاملآ اروپايي بوده كه همين يكي از نكات جذاب براي كلكسيونرهاي سلاح است.

P7M7 (كاليبر 45ACP):

اين سلاح با اينكه فقط شش نمونه از آن ساخته شده ولي به دليل اينكه يك كاليبر آمريكايي را شليك مي كند هر قبضه از آن در بين كلكسيونرهاي سلاح حدود ده هزار دلار داد و ستد شد.

P7M8 (كاليبر 9mmx19):

M8 كه به دنبال PSP و P80 ساخته شد شناخته شده ترين عضو اين خانواده است.مهمترين تغييري كه در اين سلاح ديده مي شود اهرم رها كننده خشاب مي باشد بطوريكه از زير اسلحه كه يك طرح استاندارد اروپايي بوده به پشت قسمت چكانه منتقل شده كه در واقع مورد پسند تيراندازهاي امريكايي است.
قابل ذكر است M در نام اين سلاح بر گرفته از كلمه ي Magazinkapazitat يا همان ظرفيت خشاب است.

P7M13 (كاليبر 9mmx19):

اين سلاح عضو با ظرفيت بالاي سري P7 ميباشد كه در اروپا وارد بازار غيرنظامي شده ولي در ايالات متحده يعني بزرگترين بازار غيرنظامي سلاح در جهان فقط براي مصارف نظامي و اعمال قانون عرضه شد.

P7M10 (كاليبر 40S&W.):

M10 آخرين عضو خانواده ي P7 بوده كه در سال 1991 در كاليبر جديد 40. اسميت و سون عرضه شد. اين سلاح قبل از USPها ساخته شد و طراحي آن دقيقآ بر طبق قابليت هاي كاليبر 40. بود كه بهترين كاليبر براي مصارف دفاعي نيروهاي اعمال قانون است.


P7K3 (كاليبرهاي 9mm Kurz , 7.65mm , .22LR):

اين سلاح كمي كوچكتر از گونه ي با كاليبر 9mm سلاح كمري P7 بوده كه قابليت تبديل به سه كاليبر مختلف را دارد.قابل ذكر است هر سه كاليبر اين سلاح در اصل آمريكايي مي باشند.

P7PT8 (كاليبر 9mmx19PT):

اين سلاح كمري براي مصارف آموزشي ساخته شد ولي به دليل سرعت دهانه ي بالا كه براي شليك به طرف انسان خطرناك بود فقط 187 نمونه ار آن توليد شد.



سري P9


P9 (كاليبرهاي 9mmx19 و 7.65x21.5):

همانطور كه مي دانيد هكلركوخ با ساخت و عرضه ي تفنگ تهاجمي G3 به موفقيت جهاني دست يافت.يكي از نكات برتر طرح G3 مكانيزم قفل گلنگدن چرخشي آن بود كه به طرز ناباورانه اي هكلركوخ در مكانيزم سلاح كمري P9 نيز از آن طرح استفاده كرد.

P9S (كاليبرهاي 9mmx19.7 , 7.65mmx12.5 , .45ACP و 22LR):

در ابتدا به نظر مي رسيد كه پسوند S در نام اين اسلاح برگرفته از كلمه ي Sport (گونه ي ورزشي سلاح) باشد ولي در اصل اين پسوند از كلمه ي Spannabzug گرفته شده است كه در زبان آلماني به معني مكانيزم دوزمانه در سلاح است.

P9K (كاليبرهاي 9mmx19 , .45ACP):

اين سلاح كه فقط چهار قبضه از نمونه ي اوليه ي آن ساخته شد كوتاه ترين گونه ي خانواده ي P9 بود كه پسوند K نيز در نام آن برگرفته از Kurz (كوتاه در آلماني) مي باشد.
P9K جزو سلاح هايي بود كه خود « كوخ» در طراحي آن نقش داشت ولي بهد از مرك وي در 10اكتبر سال 1976 پروژه طراحي و ساخت اين سلاح نيز متوقف شد.

+ نوشته شده توسط مهرداد در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت 14:13 |
اسحله ی OICW از تجهیزات پیشرفته ی قرن ۲۱ به حساب می اید که در اینده میتواند جای اسلحه ی ام ۱۶ و ام۴ را در ارتش امریکا بگیرد.

اسلحه جدید((OICW)) از سیستم های نشانه روی ویژه ای بهره مند است و همچنین دارای سیستم کنترل تیر اندازی داخلی بوده و نسبت به دیگر اسلحه های هم کلاس خود بســــیار سبـک وزن است.به طـوری که طول آن ۳۳ اینچ(حدودا ۸۴ سـانتی متر) و وزن آن ۱۲ پونـــــــــد
(حدودا ۵/۵ کیلوگرم)است.در ساخت((OICW)) از مواد درجه یک و با استحـکام بالا استـفـاده شده است.این اسلحه قدرت تخریب و قابلیت مـقاومت سربازان را در برابر دشمن بالا خواهـد برد.پس از ساخت نمونه اولیه آزمایشی در سال ۹۸ارتش ایالات منحده در سال جدید میلادی
(۲۰۰۵) به این اسلحه فوق پیشرفته مجهز خواهد شد و هم اکنون((OICW)) آماده جایگزینی
با اسلحه های M16 , M203 وتفنگ لوله کوتاه M4 ارتش است.


سیستم کنترل تیر اندازی فوق پیشرفته این اسلحه از یک مسافت یاب لیزری بهره مند است
تا هدف را دقیقا به صورت نقطه ای تعیین نماید و دقت تیراندازی رابالا برد.سیستم نشانه روی
 ((OICW)) قابلیت عملکرد ۲۴ ساعته حتی در شب را با در بر داشتن و به کار بردن تکنولوژی
حسگر((IR)) باری دید شب دارد.ضریب احتمال اصابت گلوله به هدف در((OICW)) به ۵/۰ در
فاصله ۵۰۰ متری و ۳/۰ تا ۵/۰ در فاصله ۱۰۰۰ متری می رسد. این اسلحه همچنین از کارایی 
و تاثیر فوق العاده ای در مقابل زره های سبک برخوردار است به طوری که قادر به قلبه بر زره
((PASGT)) است.قدرت ضربه((OICW)) با قابلیت استفاده از فشنگ های:
20MM  He ,۲۰MM TPو  5/5 MMKE 

از  فشنگ های فوق انفجاری دو کاره M433 در اسلحه M203 و فشنگ های M885 در M16A2
بیشتر ور موثرتر خواهد بود. برد موثر این اسلحه فـوق پیشرفته ۱۰۰۰ متـر و از طراحی سـاده و
 ارگونومیک بهره مند است. لگد این اسلحه نیز به طور کاملا آشکاری درآن کاهش یافته است. 

سلاح هجومي M16 سلاحيست كه حتي در جنگ ويتنام هم به كار رفته در مدل  M16A1  با خشابهاي ۲۰ تيري در دستان سربازان آمريكايي براي جنگيدن با سربازان ويتنام قرار گرفت البته به دليل اينكه كلاشنيكفي كه ويتنامي ها ازش استفاده ميكردند به علت داشتن خشاب ۳۰ تير يه برتري خاصي نسبت به سلاح امريكايي ها داشت و اين مدل هم اكنون در واحدهاي مختلف پليس در اسوات و حتي پليس فدرال امريكا قرار دارد مدل بعدي اين سلاح با نام M16A2   جايگزين اسلحه هاي مدل M16A1 قرار گرفت و اين سلاح ها بنا به دلايلي و ضعفهايي جاي خودشان را به مدل هاي بالاتر يعني M16A3  دادند در حال حاضر اين مدل ها در ارتش امريكا در دستان تفنگدارن امريكايي قرار دارد البته مشتريهاي زيادي داره اين سلاح از  جمله كشورهاي هلند.اتريش .اسرائيل.مالزي.هند.و اكثر كشورهاي عضو پيمان ناتو از مشتريهاي محكم اين اسلحه هستند.البته در ايران سلاح ام ۱۶ وجود داره ولي ام ۱۶ ساخت چين كه در دستان نيروهاي ويژه ي نيروي دريايي سپاه قرار داره(البته اون طور كه من شنيدم).

اينم عكس M16A1 مدل اول اين سلاح در جنگ ويتنام:

و مدل دوم اين سلاح M16A2 عكسشو در زير اين متن ميبينيد:

 

+ نوشته شده توسط مهرداد در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت 14:10 |
نام اسلحه : ژ-36 (Gewehr 36 ) (اسلحه Gewehr means rifle : )

تصویر سلاح
=======


نوع اسلحه : اسلحه اسالت (Assault Rifle : AR )

کشور سازنده : آلمان توسط شرکت هکلر اند کخ (Heckler & Koch )

کالیبر : 45 * 5.56 میلیمتر ناتو

طول اسلحه : 999 میلیمتر

طول اسلحه با قنداق تاشو : 758 میلیمتر

طول لوله : 480 میلیمتر

عرض اسلحه : 64 میلیمتر

ارتفاع اسلحه : 320 میلیمتر

وزن اسلحه با خشاب خالی : 3.6 کیلوگرم

وزن اسلحه با خشاب پر : 4 کیلوگرم

سرعت در سرلوله ( سرعت اولیه (v0 : 920 متر بر ثانیه

میزان آتش : 750 گلوله در دقیقه

برد نهایی : 2860 متر

برد موثر : 400 متر

برد موثر با دوربین : 600 متر ( با دوربین 3.5x optical )

خشاب : 30 تایی ( نوع استاندارد )
+ نوشته شده توسط مهرداد در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت 14:7 |
نام اسلحه : میکرو یوزی : ( Micro Uzi )

تصویر سلاح
=======


نوع اسلحه : اسلحه اس ام جی ( مسلسل سبک : SMG : SubMachineGun )

کشور سازنده : اسرائیل

کالیبر : 19 * 9 میلیمتر

حالات آتش : 1- تک تیر ، 2- رگبار

سرعت گلوله در سرلوله : 350 متر بر ثانیه

میزان آتش : 1700 گلوله در دقیقه

وزن اسلحه بدون خشاب : 2000 گرم

وزن خشاب 25 تایی خالی : 200 گرم

وزن خشاب 25 تایی پر : 500 گرم

طول اسلحه : 486 میلیمتر

طول اسلحه با قنداق تاشو : 282 میلیمتر

طول لوله : 134 میلیمتر

برد موثر : 30 متر

خشاب : 20 ، 25 و 32 تایی
+ نوشته شده توسط مهرداد در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت 14:5 |
تیر بار ام 240

نام اسلحه : ام-240 ( M240 ) ( این اسلحه به نام مگ 58 (MAG 58 ) نیز معروف است .

نوع اسلحه : تیربار ( Machine Gun )

کالیبر : 51 * 7.62 میلیمتر ناتو

کشور سازنده : آمریکا توسط شرکت فابریک نشنال ( (  Fabrique Nationale Manufacturing, Inc شرکت تابعه اف ان (FN Manufacturing, Inc. ) نام این اسلحه در این شرکت MAG  است ( این تیربار از سال 91 میلادی جایگزین تیربار ام-60 گردید )

طول اسلحه : 1245 میلیمتر ( 49 اینچ )

طول لوله : 368 میلیمتر ( 14.5 اینچ )

وزن اسلحه : 12.5 کیلوگرم ( 27.6 پوند )

حداکثر برد مؤثر ( 1800 متر ) ( 1.1 مایل ) ( حداکثر برد مؤثر در حالتی است که تیربار بر روی سه پایه قرار گرفته باشد )

برد نهایی : 3725 متر ( 2.31 مایل )

میزان آتش : 650 الی 950 گلوله در دقیقه

میزان آتش عملی در آتش مداوم (Sustained ) : 100 گلوله در دقیقه

سرعت گلوله در سرلوله ( سرعت اولیه ) : 905 متر در ثانیه ( 2970 فوت در ثانیه )

خشاب : نوار فشنگ 100 تایی  ( این اسلحه تغذیه از چپ (left hand feed ) است )

بر گرفته از وبسایت:q12.persianblog.com

تیربار ام-240

+ نوشته شده توسط مهرداد در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت 14:1 |
نام اسلحه : ام اس جی 90 ( MSG-90 )

تصویر سلاح
=======


نوع اسلحه : اسلحه اسنایپر ( تک تیر انداز : Sniper Rifle )

کشور سازنده : آلمان توسط شرکت هکلر اند کخ (Heckler-Koch )

سال ساخت : 1987 م.

کالیبر : 51 * 7.62 میلیمتر ناتو

حالات آتش : 1- تک تیر

طول اسلحه : 1128 میلیمتر

طول لوله : 600 میلیمتر

ارتفاع اسلحه همراه با دوربین تلسکوپی : 265 میلیمتر

عرض اسلحه : 59 میلیمتر

وزن اسلحه بدون خشاب : 6100 گرم

وزن اسلحه با خشاب 5 تایی خالی : 6290 گرم

وزن اسلحه با خشاب 20 تایی خالی : 6380 گرم

دوربین : 42 * 10 ایکس تلسکوپی با درجه بندی از 100 تا 1000 متر ( عدد اول سمت چپ « 10 » نشان دهنده میزان بزرگنمایی اپتیکی و عدد دوم « 42 » نشان دهنده قطرعدسی شیئی در دوربین تلسکوپی بر مبنای میلیمتر است . هر چه این قطر بزرگتر باشد نور بیشتری وارد دوربین می شود و محدوده دید بیشتر خواهد بود . اگر از سه عدد برای مشخصات دوربین تلسکوپی استفاده شود از چپ به راست : اولین عدد نشان دهنده حداقل بزرگنمایی ، دومین عدد نشان دهنده حداکثر بزرگنمایی و سومین عدد همان قطر عدسی شیئی است مثل : 42 * 10 – 3 )

خشاب : 5 یا 20 تای
+ نوشته شده توسط مهرداد در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت 13:57 |
مرکاوا (Merkava) نوعی تانک جنگی است که توسط اسرائیل، به منظور تامین هر چه بیشتر امنیت جانی سرنشینان در شرایط سخت جنگی و در اصل برای کمک به ارتش اسرائیل ساخته شده است.

از آنجایی که موتور تانک در قسمت جلوی آن قرار دارد، در نتیجه جرم بیشتر تانک در این قسمت جمع شده و در شرایط بحرانی فرار از در پشتی تانک برای سرنشینان آسانتر می شود. مرکاوا سریع حرکت می کند، بسیار پر قدرت است و بدنه آن از نوعی فلز ضد ضربه کم نظیر ساخته شده است. مجموعه این خصوصیات Merkava را به یکی از ایمن ترین تانک های جهان برای سربازان تبدیل کرده است.

تعداد زیادی از این نوع تانک در کارخانه ای واقع در یکی از شهر های مرکزی اسرائیل به نام تلاشومر (Tel HaShomer) تولید و نگهداری می شوند، به علاوه قطعات لازم برای ساخت نیز در اسرائیل و توسط شرکت های فعال در زمینه صنایع نظامی از جمله IMI, Elbit, Soltam و ... ساخته می شوند.

تاریخچه
در سال 1967 پس از جنگ شش روزه - جنگ "اعراب و اسرائیل" یا جنگ "ماه ژوئن" نیز نامیده می شود و درواقع نبرد اسرائیل با کشورهای عربی نظیر مصر، اردن، عراق و سوریه بود که طی آن اسرائیل موفق شد نوارغزه، شبه جزیره سینا در مصر، نواحی غربی اردن و فلات جولان در سوریه را به تصرف خود در آورد - و تحریم اسرائیل توسط کشور فرانسه، وزارت دفاع اسرائیل قراردادی مبنی بر همکاری و مشارکت با کشور انگلستان در ساخت نوعی تانک جنگی به نام چیفتن (Chieftain) را به امضاء رساند.

در سال 1969 با فشار کشور های عربی، انگلستان مجبور به لغو این قرارداد و کنار گذاشتن اسرائیل از این پروژه شد. این کار اسرائیل را متوجه این نکته کرد که به منظور تامین تسلیحات نظامی اش نمی تواند به کمک دیگر کشورها تکیه کند، در نتیجه با استفاده بهینه از نیروهای داخلی، مصصم به ساخت یک تانک جنگی که عملا یکی از مخرب ترین جنگ افزارهای نظامی به شمار می رود، شد.

جمعیت اندک عامل ساخت مرکاوا
هر چند اسرائیل حادثه جنگ یوم کیپور (Yom Kippur) در سال 1973 را با ذخایر تسهیلات نظامی آمریکا پیش برد، اما به این نتیجه رسید که کشوری مانند اسرائیل با جمعیت اندکش نمی تواند از عهده تلفات سنگین چنین جنگ هایی برآید؛ در نتیجه تصمیم به ساخت تانک Merkava با هدف حفظ جان سربازانش گرفت.

جنگ یوم کیپور که جنگ رمضان، جنگ اکتبر یا جنگ 1973 اعراب و اسرائیل نیز نامیده می شود، جنگی بود که با اتحاد کشورهای عربی به رهبری مصر و سوریه در مقابله با اسرائیل در گرفت. این جنگ که در واقع نوعی جوابیه به جنگ شش روزه بود در تعطیلات یوم کپیور یهودیان آغاز شد و بیست روز به طول انجامید و نهایتا نیز به آتش بس رسید.

Merkava Mk 1
برای اولین بار این تانک که مجهز به یک توپ 105 میلیمتری بود، در ماه آوریل 1979 مورد بهره برداری قرار گرفت. در سال 1982 در جنگ لبنان آزمایش شد، ظاهرا سیستم ترمز تانک با مشکلاتی روبرو بود.

Merkava Mk 2
اشکالات Mk 1 در این مدل برطرف و بهسازی شد، از آن جمله اضافه شدن یک خمپاره 60 میلیمتری در داخل تانک بود. Mk 2 مجددا در تهاجم اسرائیل به لبنان و بیروت مورد استفاده قرار گرفت.

Merkava Mk 3
این مدل که در 1990 معرفی شد، مجهز به یک موتور با قدرتی معادل 1200 اسب بخار و یک اسلحه Smooth-Bore 120 میلیمتری بود.

Merkava Mk 3B :
در سال 1995 عرضه شد، این تانک که Merkava Baz نیز نامیده شد، در سیستم شلیک و تهویه هوای داخل آن نسبت به مدل های قبل تغییراتی بوجود آمد و یک پکیج زرهی به نام Kasag به آن افزوده شد. در واقع Merkava 3 Baz Kasag یکی از امن ترین تانک های دنیا به شمار می رود.

آخرین مدل ساخته شده از تانک های Merkava است که از سال 2004 مورد استفاده قرار گرفته است، سیتم ایمنی اش کامل تر شده دقیق تر شلیک می کند.

ملاحظات:
مانند هر تانک دیگر، Merkava نمی تواند در مقابل مین های زیرزمینی مقاومت کند. طی انتفاضه الاقصی سه عدد تانک مرکاوا توسط رزمندگان فلسطین در نوار غزه نابود شد و 7 سرباز اسرئیلی به هلاکت رسیدند.

در زد و خوردهای اخیر میان اسرائیل و لبنان (در سال 2006) نیز چندین تانک مرکاوا تخزیب شده و سرنشینان آنها زخمی شده یا به هلاکت رسیدند. مقامات اسرائیلی معتقد هستند که این عملیات و عملیات مشابه با کمک موشک های ضد تانک Metis-M ساخت کشور روسیه انجام شده است.

از سال 2005 تعداد ده هزار کارگر در 220 کارخانه ساخت تانک مرکاوا درکشور اسرائیل به کار گمارده شده اند. در همان سال درآمد دولت اسرائیل از صادر کردن تجهیزات و ابزار جانبی تانک مرکاوا رقمی بالغ بر 200 میلیون دلار بود. کارخانه های سازنده این تجهیزات در اسرائیل، در آمد حاصله از صادرات لوازم فوق الذکر را در سال 2007 معادل 400 میلیون دلار پیش بینی کرده اند
+ نوشته شده توسط مهرداد در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 و ساعت 14:34 |
اسلحه كمري Berta 92
تپانچه برتا 92FS بدون شک یکی از بهترین سلاحهای کمری دنیا بشمار میرود چرا که بیش از 20 کشور جهان آن را بعنوان سلاح کمری ارتش و نیروی پلیس خود برگزیده اند.این تپانچه در ارتش آمریکا با نام M9 شناخته میشود.مدل 90 TOW نمونه بهینه سازی شده 92FS میباشد.در این مقاله به تحلیل این تپانچه میپردازیم.
قاب:
قاب این تپانچه از نو طراحی شده و ورود صحیح گلوله به خزانه و خروج بی دردسر پوکه را باعث میشود.سطح داخلی کاملا صاف و صیقلی است.در فضای داخلی قاب و در نزدیکی پین باز و بسته کردن سلاح،یک جاذب ضربه فنری تعبیه شده که در هنگام عقب نشینی آلات متحرک در زمان شلیک از شدت عقب نشینی میکاهد.
این قطعه با جذب ضربه دریافت شده و پخش و خنثی سازی آن باعث افزایش عمر قطعات میشود.
حافظ ماشه بصورت گرد ساخته شده تا با انگشت تیر انداز بهتر چفت شود.
ریل نصب وسایل جانبی:
این ریل در قسمت زیرین و جلوی لوله تعبیه شده و بخشی از بدنه سلاح است.که کاربر میتواند انواع چراغ قوه و لیزر را به این ریل نصب کند.در زمانی که هیچ وسیله ای به ریل متصل نیست یک پوشش مخصوص بر روی آن قرار میگیرد تا از آسیب رسیدن به آن جلوگیری و خارج کردن سلاح از غلاف را آسان کند.
ریل مذکور به روش ماشین کاری بوجود آمده است.

اسلاید آناتومیک:
بدنه و اسلاید این سلاح طوری طراحی شده است تا خارج کردن آن از غلاف بدون مشکل انجام شود.شیارهای طولی ایجاد شده بر روی قاب گلنگدن باعث تسهیل عمل مسلح کردن سلاح و بکارگیری آسانتر ضامن آن شده است.ضامن رها کننده گلنگدن از نو طراحی شده تا با خطوط قبضه و بدنه هماهنگ باشد.
تمامی قطعات فلزی از جمله ضامن (در صورت وجود)،پین باز و بسته کردن و ضامن رها کننده گلنگدن با ماده ای به نام Bruniton پوشیده شده اند تا از خوردگی و اصطحکاک نا خواسته قطعات جلوگیری شود.
قبضه ارگونومیک:
پوشش قبضه این مدل یک تکه ساخته شده است تا نصب و تعویض آن آسانتر انجام شود.برای افرادی که دست کوچکتری دارند نوعی قبضه باریکتر عرضه شده است.قسمت پشتی قبضه بصورت منحنی ساخته شده تا با دست تیرانداز بهتر چفت شود.در مجموع این قبضه طوری ساخته شده تا حتی در شرایط مرطوب به بهترین شکل در دست تیرانداز قرار گیرد.
چخماق ماشین کاری شده:
در چخماق این سلاح یک روزنه تعبیه شده تا از وزن آن کاسته شده و بر سرعت عمل آن افزوده شود.این چخماق در مدلهای F و G نصب میشود.
سایت نشانه:
سایت نشانه روی قابل تعویض از نوع Super Luminova پوشیده شده است که نور محیط را جذب کرده و در محیط تاریک از خود باز میتاباند.سایتهای جلویی و عقبی را میتوان با انواع دیگر از جمله سایتهای شبتاب تریتیومی تعویض کرد.این سایتها نسبت به سایت نشانه روی مدل 92 دارای میدان دید وسیعتری به میزان 5 میلیمتر هستند.
خشاب ظرفیت بالا:
خشاب روان و ظرفیت بالای این تپانچه عمل مسلح کردن سریع را ممکن میسازد.این سلاح با دو خشاب متفاوت ارائه میشود:
کالیبر 9*19.
خشاب دو ردیفه با ظرفیت 15،10و17 تیر.
کالیبر 0.45 S&W.
خشاب دو ردیفه با ظرفیت 11،10و12 تیر.
باز و بسته کردن و نظافت آسان:عمل باز و بسته کردن و نظافت سلاح به آسانترین شکل ممکن انجام میشود.در هنگام باز یا بسته کردن سلاح هیچ حادثه غیر مترقبه یا ناخواسته ای روی نخواهد داد.
گلنگدن سلاید پس از گذشتن از قسمت عقبی قبضه بصورت خودکار چفت میشود.
مدل 90 TOW نوع F:
ماشه یک یا دو زمانه.دارای ضامن دستی بر روی اسلاید و قابلیت خواباندن ماشه و دارای قفل اتوماتیک سوزن آتش.

سوزن آتش.
مدل 90 TOW نوع G:
ماشه یک یا دو زمانه.دارای مشخصات مشابه با مدل قبلی و قابلیت مسلح کردن چخماق با کمک فشردن یک اهرم مخصوص.
اندیکاتور مسلح بودن:
وقتی گلوله در خزانه قرار میگیرد،علامت قرمز رنگ روی ناخن فشنگ کش بیرون زده و کاربر را از مسلح بودن سلاح مطلع میسازد.این نقطه در سمت راست سلاح قرار میگیرد و میتوان آن را با دیدن یا لمس کردن احساس کرد بنابراین اطلاع از مسلح بودن سلاح در شب و محیط تاریک نیز ممکن خواهد بود.
قفل سوزن اتوماتیک:
این مکانیزم باعث میشود که سوزن آتش به جلو رانده نشود مگر اینکه ماشه تا آخر به عقب کشیده شود.
اين عكسها متعلق به برتا 92 اف است:

+ نوشته شده توسط مهرداد در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 و ساعت 14:31 |
موضوع: تایگر تانکی از دوزخ جمعه هفدهم فروردین 1386 22:15

تانک تایگر یکی از معروفترین و در عین حال هولناک ترین تانک های جنگ جهانی دوم بود و یکی از شاهکار های مهندسی نازی ها در مورد اسم این تانک باید گفت که تانک تایگر هم در واقع از سری تانک های میانوزن پانزر بود اسم PzKpfw VI Tiger I مخفف Panzerkampfwagen VI Ausf. E Tiger I  است در آلمان با نام Sonderkraftfahrzeug 181 یا بطور مخفف SdKfz 181 مشهور بود
طراحی و تولید تایگر به 1941 بر میگردد با وجودی که تانک های پانزر3 و4 از نظر اقتصادی و نیز برتری در نبرد به صرفه بودند ستاد ارتش آلمان برای تانکی سنگین تر اعلام نیاز نمود.
بر این اساس طراحی و تولید این تانک به سه شرکت پورشه . دایملر بنز . MAN سپرده شد برنامه بر اساس تانکی با وزن حداقل 35 تن و با توپ 75 میلیمتری قرار بود ساخته شود امر دیگری که به تولید تایگر سرعت بخشید ورود تانک های سنگین T-34 شوروی به جبهه های شرقی بود که کار را برای یگان های زرهی آلمان سخت میکرد زره T-34 از تمام پانزر های در خدمت نیروی زمینی آلمان ضخیم تر بود و پایایی بیشتر در میدان نبرد داشت این تانک 45 تن وزن داشت و از یک توپ 88 میلیمتری بهره میبرد  (همانطور که میدانید شوروی یکی از بزرگترین تولید کنندگان تانک بود و هست) البته برای مقابله با این تانک تا پیش از این از تانک های سنگین Panther tank, استفاده میشد که چندان مورد علاقه نبودند و کیفیت بالایی نداشتند سر انجام در 20 آوریل 1942 در سالگرد تولد آدولف هیتلر اولین تانک تایگر رسما وارد خدمت شد البته ارسال آن به جبهه ها تا 1943 بدلیل پاره ای اصلاحات بطول انجامید تانک تایگر پس از ورود به میادین نبرد به کابوسی برای متفقین بدل شد تایگر بر تمامی تانک های انگلیسی و تانک های شرمن انگلیسی برتر بود از نظر نظر و توپ بر تانک های سنگین T-34 شوروی نیز سر بود تایگر بخاطر طزه مستحکم خود بخصوص برای جنگ های شهری مناسب مینمود بیشتر آنتی تانک های آن زمان توان تخریب بدنه ی تایگر را نداشتند که این خود برتری بی چون چرا برای تایگر بحساب می آمد
زره تایگر در بخش بدنه به 80 میلیمتر و در برجک و قسمت جلو به 100 تا 120 میلیمتر میرسید با توان مقاومتی 25 درجه ی گرمایی به جدول زیر بدقت کنید
-----------------Front  ------------------------------------   Side    --------- Rear    
Gun Mantlet  120 mm @ 0°---- ----------- Turret  80 mm @ 0°  --------Turret  80 mm @ 0° 
Turret  100 mm @ 10° -- ----Superstructure  80 mm @ 0°-----------  Hull  80 mm @ 0° 
Superstructure  100 mm @ 9°----------  Hull  60 mm @ 0°       
Hull  100 mm @ 25°    

همچنین زره تایگر در برابر توپ های 76 میلیمتری با فاصله ی بیش از 800 متر مقاوم بود
تایگر در جبهه های جنگ بسیار موفق نشان داد تنها در 23 جون 1944 بیش از 109 تانک شرمن شکار تایگر شد درحالی که تنها 17 تانک تایگر از دست رفت با این وجود تایگر تنها جنگ را بدرازا میکشاند چرا که با تمام برتری بسیار دیر به جبهه اعزام شده بود و سرنوشت جنگ پس از نرماندی جایی برای امید نداشت(یکی از دلایل آن گرانی بیش از اندازه ی تایگر بود که باعث شده بود بیشتر نقش تانک فرماندهی را به عهده گیرد کمتر یگانی بطور کامل با تایگر مجهز شده بود بیشتر یگانها از تعداد زیادی پانزر با پشتیبانی تایگر تکمیل شده بودند.
تایگر ابتدا به یک توپ 88 میلیمتری ضد تانک با 92 گلوله مجهز بود که بعد ها با توپ های 122 میلیمتری تعویض شد توپ 88 میلمیتری KwK 36 L/56  مجهز به گلوله های ضد زره بر روی تایگر بسیار موفق نشان داد و مدتها توپ اصلی این تانک باقی ماند
با فشار های هیتلر تایگر پیش از موعد مقرر وارد جبهه های شرق شد و برای اولین بار در 1942 در نبرد لیننگراد شرکت کرد(این تانک با این وجود تا 1943 بطور کامل تکمیل نشد) نتیجه فاجعه بار بود  تعداد زیادی از تایگر ها گرفتار یگانهای آنتی تانک فلک 36 شده و نابود شدند و یک تایگر به دست روسها افتاد که منجر به اصلاح بسیاری از تانک های روسی بر اساس تایگر شد.
گویی روند دیر رسیدن یا اشتباهات فرماندهان در گزینش مناطق مناسب برای تسلیحات پایانی نداشت سرانجام تایگر به آفریقا نزد رومل نیز ارسال شد اما هم بسیار دیر و هم بسیار نامناسب از این رو که این تانک ابدا مناسب شنزار نیود چراکه بسیار سنگین و کند بود سرعت این تانک در بهترین حالت به 36 کیلومتر در ساعت میرسید که این بسیار کند تر از تانکهای معمول پانزر 3 و 4 بود و این مشکل به همراه مشکلات خدماتی بخصوص کمبود تجهیزات در نوامبر 1943 خود را بخوبی نشان داد و یک فروند تایگر نیز بدست انگلیسی ها افتاد.
اما همیشه هم این طور نبود در 7 جولای 1943 یک تانک تایگر از گردان سیزدهم پانزر مستقر در پالتون با یک گروه 50 تایی T-34  در جنوب Kursk درگیر شد نتیجه ی درگیری شگفت انگیز بود تانک مذکور پس از انهدام 22 دستگاه تانک بدون هیچ آسیبی به پایگاه خود بازگشت
اما نبرد نرماندی خطر این تانک را به متفقین یاد آور کرد تایگر ها در نرماندی به آسانی روزانه تعداد زیادی تانک ام 4 شرمن آمریکایی را شکار میکردند بگونه ای که هر تایگر بیش از 5 شرمن را هدف قرار میداد(اگر پشتیبانی هوایی و همچنین برتری هوایی نبود نیروی زمینی متفقن در اولن ساعات براحتی مذمحل میگشت) در نرماندی در تنها 6 هفته 227 تانک متفقین هدف تایگر قرار گرفت و نابود گردید.

در 14 آگوست 1944 یک فروند تایگر توانست یک تانک انگلیسی به همراه 15 تانک شرمن را منهدم کند
در کل کمتر 4000 تایگر تولید شد که بیشتر آنها تا پایان جنگ نابود شدند اما رقم خیره کننده ی 9850 شکار تانک در عوض از دست دادن 1700 تانک را بدست آوردند
در آخرین سال جنگ هیتلر نامیدانه از تایگر های باقی مانده که امکان تهیه لوازم یدکی برای آن بود برای دفاع از اطراف برلین استفاده کرد با وجود تعداد کم بسیار قوی ظاهر شدند و مشکل زیادی برای تایگر ها ایجاد کردند حتی تانک های ام10 موسوم به tank destoryer هم حریف تایگر نشد تنها ضد هوایی های فلک 36 که بعنوان آنتی تانک استفاده میشد دشمن واقعی این تانک زیبای آلمانی بود

مشخصات:
ابعاد:طول 6.3 متر عرض 3.7 متر ارتفاع 3 متر
وزن 57 تن
زره 100 تا 120 میلیمتر
تسلیحات:
یک توپ 88 میلیمتری KwK 36 L/56 با 92 گلوله ر 2 تیر بار 7.92 میلیمتری MG34 با 4800 گلوله
برد:120 کیلومتر.هرگونه برداشت بدون ذکر منبع مجاز نیست

+ نوشته شده توسط مهرداد در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 و ساعت 18:18 |
موضوع: XM29-M29 جمعه یازدهم خرداد 1386 4:33

   در واسط دهه ی 90 گروهی متشکل از کمپانی های Allint،Techsystems،Brasher و Omega از آمریکا مسئول ساخت این اسلحه ی پیشرفته برای ارتش ایلات متحده شدند.OICW در سال 2002 توسط ارتش ایلات متحده ی آمریکا XM29 نام گرفت.تاریخ ورد به خدمت XM29 که M29 در صورت ورود به خدمت خواهد بود سال 2008 در نظر گرفته شده است.برنامه ی کنونی استفاده از M29 در جوخه های پیاده نظام متشکل از 9 سرباز بوده که به صورت ترکیب با دیگر سلاح ها خصوصا M8 به کار برده خواهد شد.ناگفته نماند که این سلاح یک سیستم مستقل بوده که بعد از ورود به خدمت  در نحوه ی رزم سربازان پیاده نظام آمریکا در درگیری های با مسافت نزدیک به وجود خواهد آورد.نا گفته نماند که دو سلاح دیگر از XM29 برگرفته شده اند که شمال تفنگ های تهاجمی و نارنجک انداز مستقل هستند.این دو سلاح از کل سیستم یکپارچه که همان XM29 بوده زودتر وارد خدمت شده اند.

مقایسه ایکس ام29 با ایکس ام 8 و ایکس ام25

قابلیت های فنی XM29

XM29 سلاحی ترکیب شده از یک نارنجک انداز 20 میلیمتری نیمه اتوماتیک به عنوان بخش اصلی(مدل HE) و یک تفنگ تهاجمی 56/5 میلیمتری به عنوان بخش ثانویه(مدل KE)است.هر دو سیستم فرعی و همچنین سیستم شناسایی هدف/کنترل آتش(TA/FCS)در یک واحد قابل حمل توسط یک کاربر،جمع شده اند.

طرز راه رفتن افراد با سلاح  های مختلف


XM29 یک بخش یکپارچه با شبکه ی رزم زمینی است که قابلیت ارتباط و انتقال داده با دیگر سیستم های موجود در میدان رزم مانند کامپیوتر های تاکتیکی و نمایشگر های متصل به کلاه آهنی سربازان را دارا میباشد.نارنجک انداز 20 میلیمتری که به عنوان اصلی ترین این سلاح به کار برده میشود و به صورت عمل کننده با گاز فقط در حالت نیمه اتوماتیک شلیک میکند.این بخش با طرح بول پاپ ساخته شده است و از یک خشاب جاسازی شده در قنداق تغذیه میشود.لوله ی دارای خان نیز نارنجک های 20 میلیمتری HEAB(High Explosive Air Bursting) را با دقت قابل قبولی تا مسافت 100 متری شلیک میکند.در حالت استاندارد فقط یک ماشه برای شلیک نارنجک انداز و تفنگ تهاجمی منظور شده است.البته امکان اینکه قبضه ی مستقلی برای نارنجک انداز ساخته شود وجود دارد.

 

یک سیستم پیشرفته ی شناسایی هدف/کنترل اتش TA/FCS روی نارنجک انداز با رابطه های انتقالی داده ی مخصوصی قابل نصب است.بنابراین اطلاعات گرفته شده از TA/FCS به فیوز سر جنگی فشنگ هوشمند نارنجک انداز منتقل شده و اطلاعات گرفته شده از TA/FCS به فیوز سر جنگی هوشمند نارنجک انداز منتقل شده و اطلاعات هدف و نحوه ی در گیری با آن را مشخص میکند.این فیوز ها که فقط در انواع مهمات 20 میلیمتری انفجار شونده در هوا قبل از برخورد به کار میروند برای تاثیر بیشتر در چند حالت مختلف منفجر میشوند.این حالت های مختلف شامل انفجار در طی برخورد مستقیم،انفجار در هوا قبل از برخورد با توجه به مسافت از پیش برنامه ریزی شده(در انواع پیشرفته)و حالت انفجار در چند هزارم ثانیه بعد از عبور از شیشه میباشد.در تمام حالت های انفجار سر جنگی ترکش شونده موجب وارد آوردن خسارات کلی به هدف می شود. یکی از بزرگترین مزیت های این سلاح همان طور که گفته شد امکان برنامه ریزی کردن سر جنگی با توجه به اطلاعات در یافت شده از TA/FCS برای انفجار در یک مسافت مشخص و از پیش تعیین شده است.

محاسبه ی مسافت با توجه تعداد و طول خان در لوله و سپس تعداد گردش سر جنگی در حال نزدیک شدن به هدف انجام میگیرد.این مزیت قابلیت کشندگی سلاح را به شدت کاهش داده است. البته نباید نا گفته بماند که در صورت ورود کوچکترین گرد و غبار به داخل این سلاح -این سلاح توانایی شلیک کردن را از دست خواهد داد.


سیستم شناسایی هدف/کنترل آتش این اسلحه پیچیده ترین و گران ترین بخش این سلاح است که این سلاخ را از عضویت در لیست سلاح های مرغوب باز می دارد.این بخش از سلاح تشکیل شده از دوربین های دید روز و شب که امکان دید را در تاریکی مطلق به میزان 60 در صد امکان پذیر میسازد،تصویر ساز حرارت هدف،تنظیم کننده ی فیوز سر جنگی،حس گر های گرمای محیطی،قطب نما،مسافت یاب لیزری و کامپیوتر بالستیک که توانایی جستجو و نشانه گیری را در 24 ساعت شبانه روز و در تمامی شرایط آب و هوایی دارد. البته روی همه سلاح های جهان قابل جا گذاری است.

بعد از شناسایی هدف توسط کاربر،مسافت یاب لیزری فاصله ی آن را دقیقا مشخص کرده و سپس داده ها و محاسبات مربوطه در کامپیوتر بالستیک پردازش شده از طریق چشمی و یا نمایشگر متصل به کلاه آهنی به کاربر نمایش داده میشود.این داده ها و اطلاعات هدف توسط یک رابط به کامپیوتر موجود در سر جنگی داخل خزانه ارسال و القا میشود که تعیین کننده ی حالت و مسافت انفجار است.با انفجار گلوله در هوا و بدون اصابت مستقیم با توجه به این داده ها تاثیر مخرب و ویران کننده این سلاح آشکار تر میشود.

در صورت به وجود آمدن مشکل در این سیستم فقط حالت اصابت مستقیم نارنجک انداز مورد استفاده قرار میگیرد.این سلاح 5 برابر بیشتر از سلاح های کنونی مرگبار بوده و دو برابر برد این سلاح ها را دارد.در عین حال زمان حضور سرباز پیاده نظام را در وضعیت رزمی و در میدان نبرد کاهش داده موجب افزایش بقای خود کاربر میشود.


این سلاح همچنین میتواند تمام داده ها را به سلاح های مشابه خود در میدان نبرد و یا یک سیستم ناظر بر درگیری(به طور مثال فرماندهی عملیات)ارسال نماید.تحقیقات انجام گرفته تا کنون این بوده ک
ه
XM29 حدود 500 درصد از سلاح های موجود در نکشتن افراد موثر تر است.لازم به ذکر است که قیمت یک قبضه از این سلاح 10 هزار دلار بوده که ۲ برابر یک تفنگ استاندارد M16
است.

+ نوشته شده توسط مهرداد در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 و ساعت 18:12 |
fn p90

سلاحی سبک و خوشدست که برای نیروهای ویژه طراحی شده است.ازجمله لوازمی جانبی

قابل نصب بر روی ان مثل :چراق قوه. صدا خفه کن. پوینتر لیزری وکیسه جمع اوری پوکه. البته لازمه که

بگم قسمت پوکه پران این سلاح در قسمت زیر اسلحه قرار دارد که قابل استفاده برای افراد چپ و راست

دست میباشد. این سلاح ساخت کشور بلژیک در شرکت fn  herstal است.

 

مشخصات فنیfn p90 :

کالیبر: ۵۰۷در ۲۸ میلیمتر

مسلح شدن: فشار گاز مستقیم قابل تنظیم

طول لوله:هر ۹ اینچ یک دور گردش راستگرد- ۴ خان

نشانه روی: دوربین نشانه روی با پوینتر لیزری

ظرفیت خشاب: خشاب پلی کربنات ۵۰ فشنگه

طول لوله: ۵۰ سانتیمتر

وزن خالی: ۵/۲ کیلو گرم

 

 

+ نوشته شده توسط مهرداد در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 و ساعت 18:0 |
sig 550 یک خانواده از تفنگهای استراتژیک با کاربری چند گانه برای نیروهای دریایی . زمینی و هوایی

میباشد. این خانواده دارای ۳ عضو اصلی است.

sig 550: جنگ افزار استاندارد طراحی شده برای پشتیبانی از دسته های نظامی

sig 550: جنگ افزار چند منظوره ویژه نیرو های نظامی و واحد های ویژه

sig 552: تفنگ فشرده و کوچک کاماندویی باقابلیت حمل اسان برای گروهای متحرک

مشخصات فنیSIG 550 :

کالیبر:۵۶/۵ میلی متر

طول کلی: ۹۹۸ میلی متر

ارتفاع کلی: ۲۱۰ میلیمتر

طول با قنداق جمع شده : ۷۷۲ میلی متر

طول لوله: ۵۲۸ میلی متر

طول خان: ۱۷۸ میلی متر

تعداد شیار: ۶

پایه سایت: ۵۴۰ میلی متر

وزن جنگ افزار: ۱/۴ کیلو گرم

گنجایش خشاب: ۳۰.۲۰.۱۰.۵

وزن رزمی با ۱۲۰ گلوله: ۶ کیلو گرم

وزن لازم برای کشیدن ماشه: ۳۵ نیتون

انرژی در دهانه تفنگ: ۱۷۰۰ ژول

نرخ چر خش: ۷۰۰ گلوله در دقیقه

نوع عمل والگوی کار گلنگدن: فشار گاز و چر خشی

 

 مشخصات فنیSIG 551 SWAT:

کالیبر: ۵۶/۵ میلیمتر

طول کلی: ۸۳۳/۹۲۴ میلیمتر

ارتفاع کلی: ۲۱۰ میلیمتر

طول با قنداق جمع شده: ۳۶۳/۲۵۴ میلیمتر

طوللوله: ۱۷۸ میلیمتر ـ۲۵۴ میلیمتر

تعداد شیار: ۶

پایهسایت: ۴۶۶ میلیمتر

وزن جنگ افزار: ۴/۳ ـ۶/۳ کیلو گرم

گنجایش خشاب: ۳۰.۲۰.۱۰.۵

وزن رزمی با ۱۲۰ گلوله: ۶/۵ـ ۴/۵ کیلو گرم

وزن لازم برای کشیدن ماشه: ۳۵ نیتون

انرژی در دهانه تفنگ: ۱۴۶۰ـ ۱۶۰۰ ژول

نرخ چرخش : حدود ۷۰۰گلوله بر دقیقه

نوع عمل والگوی کار گلنگدن: فشار گازو چرخش

از این تفنگ در عملیات تاکتیکی گروهای SWATمورد استفاده قرار میگیرد.

این نمونه برای تمامی نیروهای نظامی وبویژه درگیری دریایی و مامو ریتهای اعمال

قانون بسیار مناسب است.این سلاح دارای یک نمونه اصلی ویک نمونه دارای

لوله بلند میباشد.نمونه لوله بلندبرای شلیک نارنجک طراحی شده است.و امکان

نصب سرنیزه بر روی ان نیز وجود دارد.

 

+ نوشته شده توسط مهرداد در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 و ساعت 17:58 |

تاریخچه ژ۳ در ایران

 بیش از 35 سال است که سلاح ژ 3 مدل آ۳ (بهترین مدل ژ۳)به عنوان اسلحه سازمانی در اختیار ارتش و نیروهای مسلح ایران می باشد.این سلاح در ابتدا بصورت تعداد محدودی توسط کارخانه هلکروکخ اقدام به راه اندازی خط تولید این سلاح در صنایع مسلسل سازی ارتش ( جنگ افزار سازی فعلی ) نمود.بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی متخصصین آلمانی ایران را ترک کردند.در جریان پیروزی انقلاب اسلامی با هجوم مردم به کارخانه و اشغال آن بسیاری از مدارک فنی و ابزار آلات تولید آن معدوم و مفقود گردید.سپس با تلاش متخصصین متعهد و انقلابی ایرانی کارخانه ، خط تولید بازسازی و راه اندازی گردید.این سلاح خوب به دلیل پاره ای از مسائل فنی و کیفیت پایین ساخت و مونتاژ در برابر بعضی از شرایط محیطی مثل گرد و غبار و آلودگی های ناشی از اشتعال باروت در هنگام شلیکر حساس نمی باشدابن اسلحه اصلا نیاز به نظافت ندارد.بدلیل استفاده از این سلاح در ارتش ایران و انعقاد پیمان منحله سنتوبین سه کشور ایران ، ترکیه و پاکستان ، این دو کشور نیز نسبت به انتخاب این سلاح برای نیروهای مسلح خود مبادرت ورزیدند ، و هم اینک تولید سلاح ژ3 تحت امتیاز شرکت هلکروکخ  در این دو کشور ادامه دارد. 

تاریخچه جهانی ژ۳

در طول دهه پنجاه ارتش آلملن غربی همانند سایر ارتش های کشورهای عضو ناتو نیاز به یک سلاح انفرادی با قابلیت شلیک فشنگهای51* 62/7 ناتو را احساس می کرد.در ابتدا آلمان ها سلاح اف ان فال FN FAL  ساخت بلژیک را برای این منظور انتخاب کردند.در سال 1956 با ایجاد تغییراتی در سلاح سیرکا شوروی ارتش آلمان سلاحی تحت نام G1 ا تولید نمود.( لازم به ذکر است که سلاح سیرکا مادر دو سلاح معروف کلاشینگف و CEMTE که خود مدل ابتدایی سلاح ژ3 است ، می باشد این سلاح شاهد تحولاتی با دو نگرش متفاوت در طول تغییرات خود بوده است که یکی نگرش روسها و آقای کلاش نیکف بوده و دیگری نگاه اروپای غربی و مهندسان شرکت CEMTE اسپانیا و نهایتا شرکت هکلرو کخ آلمان بوده است) بنا به دلایل واضحی آلمان ها خاستار به دست آوردن خودکفایی و تولید این رده از سلاح ها بودند.در ابتدا تقاضای ساخت اسلحه fal بلژیکی در آلمان مطرح شد که این امر از سوی کشور بلژیک به دلیل مشکلاتی که ارتش آلمان در هنگام اشغال آن کشور در زمان جنگ جهانی دوم برای آنها ایجاد کرده بودند با مخالفت روبرو شد.در نتیجه آلمان ها متمایل به کارخانه اسلحه سازی Cemt e شدند.یک مدل از سلاح های ساخت کارخانه مذکور با نام مدل A مورد پسند ارتش آلمان واقع  گردید و آنها توانستند امتیاز تولید آن را از کارخانه اسپانیایی خریداری نموده و خط تولید آنرا به آلمان و کارخانه هکلروکخ در شهر اوبرندورف ( هم اینک کارخانه هکلروکخ در این شهر می باشد ) انتقال دهند.در سال 1959 ارتش آلمان غربی با تکمیل و بهینه سازی طرح نهایی سلاح Cemt e مدل A ، اسلحه ژ3 را به جهانیان معرفی کرد از آن زمان تاکنون اسلحه ژ3 در بسیاری کشورها ( نزدیک به 50 کشور جهان ) بکار گرفته شده این سلاح در مدل های پیشرفته تر مانندآ۳  که سلاح سازمانی ارتش ایران است ساخته شده و بهترین مدل ژ۳ به شمار می آید چندین کشور هم اینک در حال تولید این سلاح تحت لیسانس کارخانه هکلروکخ  آلمان می باشند.کشورهای ایران یونان ، پاکستان ، ترکیه و پرتغال از این جمله اند.

ژ3 مدل آ3ساخت ارتش سرافراز ایران

مشخصات:
1)جنگ افزاري است خودكار كه بوسيله ناظم آتش بصورت خودكار و به ضامن در مي آيد.
2)تنها اسلحه انفرادی در جهان که داغ نمی کند و لوله آن انحراف پیدا نمی کند.
3)با فشار مستقيم گاز باروت مسلح مي شود.
4)با خشاب 20تيري تغذيه ميشود .
5)بوسيله نفر حمل ميشود.
6)دستگاه نشان روي آن بسادگي قابل تغيير و تنظيم است

 ژ3 مدل آ3ساخت ارتش ایران

 

مختصات :
1)كاليبر 62/7ميليمتر (30/0اينچ)
2)وزن بدون خشاب ۱۰۰/4كيلوگرم
3)طول سلاح بدون سرنيزه 5/102سانتيمتر
4)سرعت ابتدايي گلوله در ثانيه اول ۱۲۰۰متر بر ثانيه
5)نواخت تير بطور علمي ۷۰۰الي۷۵۰تيردر دقیقه
6)نواخت تير بطور عملي ۲۰۰الي ۲۵۰تير در دقيقه
7)تعداد خان 4 عدد
8)گردش خان از چپ به راست
9)برد مفید ۱۰۰۰متر
10) برد موثر  ۷۵۰۰متر
11)برد نهايي 3500 متر

 

 

سازمان وخدمه :
جنگ افزار ژ-3 سلاحي است انفرادي ،داراي يك نفر خدمه  در كليه رسته ها.

 

 

 انواع قنداق:

چوبی-پلاستیکی- کاچویی- و فلزی کشویی

 

 

مقدورات:
1.قدرت زياد نسبت به تفنگهاي مشابه با اندازه طول فشنگ ومرمي.
2.دقت تير به خاطر طول مناسب لوله.
3.مجهز به دوربين براي استفاده در مسافتهاي بيشتر از ۱۰۰۰متر .

۴.لگد کم نسبت به سلاح ام۱۶.

۵۰موارد گیر نسبت به دیگر سلاح های انفرادی بسیار کمتر است.

 

 

اعمال مکانیکی سلاح:

اعمال رفت:

.تظاهر:
عبارت است از ظاهر شدن يك عدد فشنگ در مسير گلنگدن توسط فشار صفحه خوراك دهنده.
2.ادخال:
عبارت است از هدايت يك عدد فشنگ در مسير گلنگدن كه توسط شاخه هاي گلنگدن در اثر پيشروي آلات متحرك فشنگ مزبور را در مسير گلنگدن قرار گرفته توسط شاخه هاي گلنگدن به داخل لوله هدايت مي گرددوعمل ادخال انجام مي شود.
3.بسته كردن:
ضمن پيشروي آلات متحرك پيشاني جنگي گلنگدن به ته خزانه لوله چسبيده و عمل بسته شدن انجام مي گيرد.بنابراين بسته شدن برخورد پيشاني گلنگدن به ته خزانه لوله مي باشد.
4.چفت شدن:
چون در موقع بسته شدن پيشاني جنگي به ته لوله برخورد مي كند در اين حال بدنه آلات متحرك در اثر فشار فنر ارتجاع هنوز به سمت جلو حركت مي نمايد در نتيجه اين فشار به هادي سوزن منتقل مي گردد و سبب مي شود كه غلطكهاي روي هادي سوزن حركت نمايند و از داخل گلنگدن خارج مي شود و در داخل مقر خود در بدنه قرار مي گيرد.
5)ضربت زدن:
در موقع چفت شدن فاصله سوزن وپيشاني جنگي كم مي گردد وهنگامي كه ماشه مي چكانيم چخماق به ته سوزن ضربت زده و نوك سوزن از سوراخ پيشاني جنگي خارج شده و به ته چاشني فشنگ ضربت مي زند.

ژ3 مدل آ3در دست دلاوران ارتش
اعمال برگشت:
ـ زمانيكه آلات متحرك در اثرفشار گازباروت به عقب حركت مي نمايد اعمال زير انجام ميشود:
1)رها شدن:
فشار گاز باروت به پيشاني جنگي گلنكدن سبب مي گردد كه غلطكها به مارپيچهاي مقر خود برخورد نموده و به داخل گلنكدن برود و در نتيجه به هادي سوزن فشار آورد و فاصله بين گلنكدن متحرك را برقرار مي نمايد.
2)باز شدن:
جدا شدن پيشاني جنگي گلنكدن از ته خزانه لوله.
3)مسلح شدن:
ضمن عقب نشيني آلات ماهيچه تحتاني آلات متحرك چخماق را به عقب مي خواباند ودر نتيجه سرپايه آتش با دهانه عقبي چخماق درگير ميشود و جنگ افزار مسلح ميگردد.
4)اخراج:
خارج شدن پوكه از خزانه لوله توسط فشنگ كش.
5)پرش:
پرتاب پوكه بخارج توسط فشنگ پران.

 

گير و رفع گير

۱)بدنه خشاب فرورفتگي دارد يا خشاب قر شده است.
رفع گير :خشاب را عوض كنيد

۲)فشنگ كثيف يا معيوب است .
رفع گير :فشنگ را عوض كنيد.

۳)عدم چفت شدن (غلطكها در مقر مربوطه قرار نمگيرد. )
1)دستگيره آتش محكم به جلو رها نشده است.
رفع گير :مجددا دستگيره ها را به عقب بكشيدو رهاكنيد.

انواع مهمات ژ-3

جنگی- رسام- آتش زا- ثاقب- جنگی واترپروف(ضد آب)- آموزشی- گازی- گازی مخصوص پرتاب نارنجک تفنگی- جنگی ثاقب آتش زا- پلاستیکی

 برگه ناظم:   

سه وضعیتی"  ضامن (پایین)-  تک تیر(وسط)- رگبار(بالا) جدیدا ارتش ایران ژ۳رو با برگه ناظم ۴ وضعیتی تولید می کند   که حالت سه تیر(با هر بار گذاشتن انگشت هر بار بر روی ماشه سه تیر شلیک می شود)بین رگبار و تک تیر قرار می گیرد.    

قدرت نفوذ در بدن:

سلاح ژ۳ در برد موثر خود که۷۵۰۰متر است بعد از اصابت گلوله  به بدن شخص  در هنگام خروج از بدن شخص شعاعی به اندازه ۱ متر ایجاد می کند .گلوله این سلاح می تواند با ایجاد شعاعی به اندازه یک متر از بدن ۳۰ رنجر عبور کن دبه همین دلیل سلاح ژ۳ به کشنده ترین سلاح انفرادی در جهان معروف است.در زمان جنگ تحمیلی ۲۰درصد موفقیت ایران مدیون سلاح ژ۳ است به همین دلایل در زمان جنگ تحمیلی عراقی ها به ژ۳ توپ ایرانی می گفتند.

متعلقات سلاح ژ۳:

۱)سرنیزه

۲) لوله رابط مخصوص رتاب نارنجک تفنگی

۳) جعبه تنظیف(این سلاح در بسیاری از موارد نیاز به نظافت ندارد)

۴) دوربین(از این سلاح می توان به عنوان یک سلاح تک تیرانداز استفاده کرد)

۵)دستگاه نشانه روی کار در شب

۶) انواع فشنگ ها

 

مختصات سلاح ژ۳

 خشاب ها                                                               ۲۰ و ۴۰ و ۱۰۱ و ۳۰۰ تیری

کالیبر                                                                                      ۶۲/۷*۵۱ میلیمتر

نواخت تیر                                                                  ۷۵۰ تا ۷۰۰ تیر در دقیقه

انرژی دهانه                                                              290 - 300 کیلو پوند متر        

برد موثر                                                                                ۴۰۰۰ متر                            

برد مفید                                                                   ۱۰۰۰متر

 

برد نهایی                                                                 ۷۰۰۰متر

تعداد خان                                                               ۴ راستگرد        

طول سلاح                                                               1020 میلی متر

طول لوله                                                                 450  میلی متر     

سرعت دهانه                                                           ۱۰۰۰- ۱۲۰۰ متر در ثانیه                                             

وزن سلاح بدون خشاب                                               ۱00/4 کیلو گرم  

وزن خشاب خالی                                                      284 گرم

وزن فشنگ                                                               24 گرم

شعاع دید                                                                572 میلی متر         

+ نوشته شده توسط مهرداد در شنبه چهاردهم مهر 1386 و ساعت 16:2 |
موضوع: مسلسل دستي اشتاير MPI 69 ساخت اتریش جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386 20:47

                                   طرح و شكل كلي اين مسلسل دستي ، از سلاح يوزي اسرائيل اقتباس شده است. ولي در مجموع نسبت به يوزي ، طراحي ساده تر و كيفيت بالاتري دارد. بدنه سلاح از دو ورق فولاد خم كاري شده ساخته شده است كه با به كارگيري تكنولوژي خاصي ، به هم جوش خورده اند. خشاب اين سلاح ، ظرفيت 30 تير را داشته و همانند سلاح يوزي ، در قبضه جاي مي گيرد. گلنگدن سلاح ، از نوع تلسكوپي مي باشد. يعني قسمت اصلي گلنگدن ، در داخل قسمت تلسكوپي شكل قرار گرفته است و عمده جرم گلنگدن هنگام شليك ، به پيشاني جنگي تحميل شده مي شود. اين شكل خاص طراحي ، باعث افزايش كارايي گلنگدن بدون نياز به رفت و برگشت طولاني مي شود و اين امكان را به وجود مي آورد تا سلاح ، جمع و جورتر و كوتاه تر ساخته شود.
اين سلاح برخلاف يوزي ، فاقد ضامن قبضه اي است.  دستگيره گلنگدن اين سلاح ، در سمت چپ بدنه قرار گرفته است. براي مسلح كردن سلاح ، ابتدا بايد دستگيره گلنگدن را كمي به سمت بالا فشار داده و سپس به عقب كشيد. اين دستگيره در هنگام شليك ، ثابت مي ماند.

                   يك ضامن چهارگوش صليبي شكل در بالاي ماشه قرار گرفته است و وقتي كه در حالت ضامن قرار دارد ، ماشه را قفل مي كند. اين ضامن كه حكم برگه ناظم آتش را ايفا مي كند ، وقتي به سمت راست گردانده شود ، در حالت S (ضامن) و وقتي به سمت چپ گردانده شود ، در حالت F (آتش) قرار مي گيرد. بين اين دو حالت نيز حالت شليك تك تير است. يكي از معايب اين سيستم اين است كه تشخيص موقعيت آتش سلاح به صورت بصري در تاريكي غير ممكن است. MPI 69 در حضور aug

ماشه اين سلاح نيز در نوع خود جالب است. اگر سلاح را در حالت شليك رگبار تنظيم كرده باشيم ، با وارد كردن يك فشار اندك و ناگهاني به ماشه قادر خواهيد بود به صورت تك تير شليك نماييد و نيازي به دستكاري پي در پي برگه ضامن آتش نخواهيد داشت. اين ماشه با عملكرد دقيق و قطعي ، خطاي شليك ناخواسته تيرانداز را جبران مي كند. مكانيزم ماشه اين سلاح ، در تفنگ اشتاير مدل AUG نيز به كار رفته است. اشتاير MPI 69 را مي توان به راحتي باز كرده و قطعات آن را پس از نظافت دوباره سوار كرد. بدون در نظر گرفتن مكانيزم ايمني اين سلاح ، مي توان گفت كه اين مسلسل دستي ، يكي از بهترين هاي گروه خود مي باشد.
مشخصات فني:
كاليبر: 19*9
وزن: 3/13 كيلوگرم
طول: با قنداق بسته 465 ميليمتر ، با قنداق باز 670 ميليمتر
طول لوله: 260 ميليمتر
نواخت تير: 550 تر در دقيقه
ظرفيت خشاب: 25 و 32 تير
برد مفيد: 50 تا 100 متر

+ نوشته شده توسط مهرداد در شنبه چهاردهم مهر 1386 و ساعت 15:58 |

نيروهاي ويژه هوابرد انگليس
Great Britain"s Special Air Service - SAS
نيروهاي ويژه هوابرد انگليس به جرات يكي از قديمي ترين نيروهاي ويژه از اين دست در دنياست. پيدايش اين نيرو به جنگ دوم جهاني بر ميگرده. دولت انگليس بنا به سياست هاي نوين جنگي كه چرچيل بنا نهاد به يك نيروي واكنش سريع نياز داشت تا بتونه ماموريت هاي محوله را در عمق خاك دشمن در سريعترين زمان و كمترين تلفات به انجام برسونه.




 قبل از پرداختن به ماموريت هاي محوله به اين نيرو لازمه در خصوص اصول كلي حاكم بر نيروهاي هوابرد چند مطلب رو گوشزد كنم. اين اصول تقريبا در همه دنيا ثابته و عبارتند از :
1- تعداد اندك نيروهاي عمل كننده


2- نياز اندك به امكانات پشتيباني و لجستيكي


3- كارآزموده بودن نفرات در تمام امور نظامي


4- قابليت نقل و انتقال آسان و بي صداي نفرات


5- سرعت عمل در اجراي ماموريت محوله



طبيعتا اين نيروها هم ميبايست از اين اصول تبعيت كنن.در جنگ دوم ماموريت اصلي اين نيروها نفوذ به عمق خاك دشمن ، ضربه به نقاط كليدي ، تصرف مناطق نفوذ ناپذير مانند قلعه ها، پشتيباني از نيروهاي زميني در پيشروي ها و تخريب خطوط راه آهن ميشد. پس از پايان جنگ نيز مسلم بود كه بايد نوع ماموريت آنها هم تغيير ميكرد كه اين موارد رو شامل ميشد: رهايي گروگان ، كمك به پليس ضد شورش در كنترل شورشهاي بسيار گسترده در هر جاي جهان ، ترور نيروهاي كليدي در انقلابها ، و در سطح پايين تر حفاظت فيزيكي از شخصت ها و گاهي هم به عنوان حفاظت در مراسم رسمي و سياسي.




به جرات ميشه گفت مهمترين و اصلي ترين ماموريت واگذار شده به اين نيروها عمليات رهايي گروگان در سفارت ايران بود. شايد خيلي از شما از اين ماجرا اطلاع داشته باشيد. در سال 1359 (1980) و كمي پس از آغاز جنگ ايران و عراق چند نفر از تروريستهاي عراقي ( احتمالا ماموران سازمان اطلاعات عراق ) با يورش به سفارت جمهوري اسلامي ايران واقع در لندن اقدام به گروگان گيري كردن. سفارت ايران در لندن در نزديكي مركز همايشهاي اين شهر و همچنين هايد پارك قرار داشت كه از لحاظ استراتژيكي از مهمترين مناطق لندنه. پس مسلمه كه انجام هرگونه عمليات نظامي بسيار خطرناك و از لحاظ سياسي فاجعه آميزه. در طي اين گروگانگيري پليس انگليس تا حد ممكن سعي كرد كار به درگيري نكشه ولي درخواست هاي گروگان گيرها به قدري مسخره و غير ممكن بود كه عمليات نظامي رو اجتناب ناپذير ميكرد. نهايتا در پنجم مي گروگانگيرها با كشتن يكي از گروگانها با نام عباس لواساني عملاً گور خودشون رو كندن!




عكسها مربوط به عمليات نمرود است
 مارگارت تاچر نخست وزير وقت تصميم نهايي رو گرفت و اين ماموريت بر عهده
SAS   گذاشته شد. اين ماموريت تحت عنوان عمليات نمرود شروع و طي پنج مرحله گروگانها آزاد شدن. نتايج اين عمليات عبارتند از : آزادي 19 گروگان از داخل سفارت ، كشته شدن 5 تروريست عراقي از 6 تروريست ، سلامت تمام نيروهاي رهايي و در نهايت 15 دقيقه مدت زمان عمليات.
همونطور كه گفتم اين ماموريت از بهترين ماموريت هاي اين نيروها در طول خدمتشونه. البته كارنامه اين نيروها به همين جا ختم نميشه. اونا در جنگ خليج فارس به همراه كلاه سبزها دست به انجام چند عمليات محدود زدن. نبايد عمليات اونا در وارد كردن ضربات مهلك به تروريست هاي كنيايي رو ناديده گرفت. ( طرز فكر مبارزان كنيايي مد نظر من نيست و اونا رو رد يا تاييد نميكنم. ) .




هم اكنون نيز اين نيروها در عراق و افغانستان مشغول انجام ماموريت هستن.
ضمنا آموزش يگانهاي ويژه ناتو هم منحصرا بر عهده نيروهاي هوابرد انگليسه.

+ نوشته شده توسط مهرداد در شنبه چهاردهم مهر 1386 و ساعت 15:53 |

طريقه ورود نيروهاي رهايي به داخل ساختمان :


سلام . همون طور كه قول داده بودم مطلب اين دفعه من در مورد ورود نيروهاي رهايي گروگان به داخل ساختمونه. قبلش بايد عرض كنم كه من از بين هزاران حالت ممكن در رهايي گروگان حالتي رو انتخاب كردم كه گروگانها در داخل اطاقي در يك ساختمان چند طبقه گرفتار شدن و گفتگو با گروگان گيرها هم به جايي نرسيده. در ضمن ما تعداد گروگانها رو ميدونيم ولي تعداد گروگان گيرها مشخص نيست و باز هم تاكيد ميكنم چون وبلاگ يك محيط عموميه من همه چيز رو نمي تونم بنويسم چون از لحاظ امنيتي مشكل داره!!! اگه تا پايان مقاله سوالي براتون پيش اومد برام پيغام بذارين حتما جواب ميدم. بررگرديم به بحث. نيروهاي رهايي گروگان بايد آموزشهاي مخصوصي رو پشت سر بگذارن كه بعضي از مهمترين اون آموزشها عبارتند از : مهارت تير اندازي، اختفا ، استتار و پوشش ، راپل ، چريك و ضد چريك ، جنگ رواني ، ورزشهاي رزمي جهت انعطاف بدني و ... البته هر نيرو هم بنا به تخصص خودش بايد آموزش ويژه اي رو بگذرونه مثل تك تير انداز و مذاكره كننده. مرحله اول در عمليات رهايي بررسي موقعيت عملياته. به عبارتي تمام سوراخ سمبه هاي ساختمون بايد شناسايي بشن. نقشه كامل ساختمون در اختيار نيروهاي عمل كننده قرار بگيره. سپس بهترين راهها براي ورود مشخص بشه. از كدام در بايد وارد شد ؟ اگر در به نوعي تله شده باشه راههاي دوم و سوم هم مشخص ميشه. منظور از تله هر نوع بسته انفجاريه. بهترين پنجره براي ورود نيروهاي راپل كننده و پنجره هاي كمكي (مثل مورد قبل) . پنجره هايي كه از آنها ميتوان داخل ساختمان را مشاهده كرد بهترين مورد براي تك تيرانداز هاست تا به محض رويت گروگان گيرها اونا رو مورد هدف قرار بدن. مسلمه كه نفرات تك تير زن بايد گروگانها رو بشناسن تا اشتباهي رخ نده! حتي پنجره هاي پوشيده شده هم بايد مورد مراقبت تيراندازها قرار بگيرن چون وقتي درگيري اصلي شروع بشه معمولا گروگان گيرها از همه پنجره ها براي تيراندازي به بيرون ساختمان استفاده ميكنن و اين بهترين موقعيت براي شكار اوناست.


مرحله بعدي استقرار هر كدام از نيروها در موقعيت خودشونه.


- تك تير اندازها در مكانهاي بلند تر از محل ماموريت و با استتار كامل به صورتي كه بتونن تمام مكانهاي ورودي ساختمان ( درها ، پنجره ها ، پشت بام ، و هر جايي كه بشه از اون به طرف نيروها تيراندازي كرد ) رو كنترل كنن.


- نيروهاي نفوذ كننده در كنار درها و در محل مناسب مستقر بشن ( در مورد اين نيروها بيشتر توضيح ميدم)


- افراد راپل كننده روي پشت بام مستقر شده و آمادگي خودشون رو با بيسيم اعلام كنن. مسلمه كه اين افراد رو بايد با هلي كوپتر روي بام مستقر كرد. اگر هم بشه از ساختمان مجاور روي بام ساختمان هدف رفت كه چه بهتر.


- معمولا جانشين فرمانده عمليات با نيروهاي نفوذ كننده همراه ميشه تا در صورت لزوم بتونه تصميمات آني اتخاذ كنه.


- فرمانده در محلي امن به كار اصليش يعني هماهنگ كردن نفرات ميپردازه. مسلمه كه همه نفرات هر لحظه بايد با فرمانده و ساير نفرات در تماس باشن تا هيچ اشتباهي رخ نده.


شروع نفوذ‌:


براي شروع نفوذ بهترين راه استفاده از نارنجك نور زا Flash light  يا نارنجك اشك آور يا دودزاست تا بتونن در سايه اون نفوذ كنن. اگه هيچ كدوم در دسترس نبود به نوعي بايد توجه گروگان گيرها رو از محل نفوذ پرت كرد. شده براي چند لحظه. مثلا اعلام كنين هلي كوپتر مورد درخواستشون رسيده و همزمان هلي كوپتر در نزديكي محل چرخ بزنه تا سر و صداي ورود نيروها شنيده نشه.


باز كردن در : براي باز كردن در به دو نيرو احتياج داريم كه نيروي 1 و 2 نام دارن. نيروي يك طرف دستگيره در مي ايسته و نيروي دو طرف لولا. نيروي يك به آرومي دستگيره رو ميچرخونه تا در فقط از حالت فقل بيرون بياد. نيروي 2 با يه حركت سريع روبروي در قرار ميگيره ، به در لگد نسبتا محكمي ميزنه و دوباره ميره سر جاش. نيروي 1 به حالت دولا شده و با چشمان كاملا باز وارد اطاق ميشه و حدودا 50 سانت داخل اتاق رفته و زانو ميزنه. همزمان نيروي دو هم پشت سرش ميره تو. نيروي 1 به روش 123 اطاق رو كنترل ميكنه. يعني اسلحه رو به سمت چپ، راست و وسط ميچرخونه و هر هدفي رو ميزنه. نيروي 2 هم اسلحش رو روي دوش راست نيروي 1 قرار ميده و اونو حمايت ميكنه.




 نيروهاي بعدي كه وارد ميشن از گوشه چپ و راست اتاق به طرف در بعدي حركت مي كنن و كاري به اين دو نفر ندارن. كل اين عمليات بايد در عرض كمتر از سه ثانيه انجام بشه . چون اگه بيشتر طول بكشه حتما يكي ار نيروها كشته ميشه. وارد هر اتاقي كه ميشن همين كار رو تكرار ميكنن . البته راه پله ها حكايت ديگه اي داره كه فعلا بهش نمي پردازيم ( بدآموزي داره! ). زماني كه به اتاق گروگانها رسيدند دو راهكار پيش رو دارن. 1- گفتگو با گروگانگيرها و راضي كردن اونا. 2- هدف قرار دادن گروگانگيرها قبل از هر اقدام . اين تصميم رو فرمانده ميگيره. يعني با توجه به روحيات گروگانگيرها ( نظريه روانشناس تيم ) و سابقه احتمالي اونا. حالا اين وسط وظيفه نيروهاي راپل كننده چيه ؟ اونا پشت پنجره اتاق اصلي‌ ( محل نگهداري گروگانها‌) منتظر ميمونن تا لحطه ورود نيروهاي نفوذ كننده همراه با هم وارد اتاق بشن و از چند جهت گروگان گيرها رو هدف قرار بدن. در اين بين تك تيراندازها هم هر هدف مشكوكي رو ميزنن و در ضمن مراقبن كه گروگانگيرها قاطي گروگانها از ساختمون خارج نشن.


در نهايت اين نكته رو به خاطر داشته باشين كه تمام نيروها تا لحظه اعلام فرمانده مبني بر پايان عمليات بايد در حالت آماده باش صد در صد قرار داشته باشن.

+ نوشته شده توسط مهرداد در شنبه چهاردهم مهر 1386 و ساعت 15:51 |
با این که اسرائیل رو جز کشور حساب نمیکنیم(جز امار به حساب نمیاریم) ولی بد نیست تعدادی از سلاح های ساخت اسرائیل رو بشناسیم.....فعلا عکساشو میزارم و اسمشونو میگم تا بعدا اگه خواستم مطالبی در مورد خود سلاحها بنویسم.....از سلاحهای سبک شروع میکنیم:

این سلاحها از سال ۱۹۴۸ تا سال ۲۰۰۷ ساخته شدن:یعنی ساخته شده تو این مدت سال هستن:

این عکس مربوط به سلاح گالیل ساخت اسرائیله:

این هم مدل کالیبر ۵/۵۶

Click to enlarge

مدل کماندویی لوله کوتاه:

Click to enlarge

مدل اسنایپر یا تک تیر اندازی:

اینم کماندویی:

برگه ناظم اتش:رگبار و ضامن:

 

 
برای دیدن مشخصاتش باید مدیر وبسایت اگه بهمون اجازشو دادن براتون انگلیسی بندازم..........
حالا جای این انتقاد هست که ما اصلا اسرائیلو قبول نداریم ولی اطلاعاتمون رو در مورد سلاحهای ساخت اسرائیل بدونیم بد نیست....
لحظه شلیک:
+ نوشته شده توسط مهرداد در شنبه چهاردهم مهر 1386 و ساعت 15:47 |

RPG-7-- ارپی جی-7

بعد از جنگ جهاني دوم وارد ساز و برگ نيروها نظامي دنيا شد. اين سلاح ، در دومين سال شروع جنگ ايران و عراق و به صورت قاچاقي (به وسيله واسطه ، با قيمت 3 برابر) وارد سازمان سپاه شد و نقش تعيين كننده اي در پيروزي هاي ايران داشت. به طوري كه اگر RPG-7 نبود ، ما در 90% تك ها و حملات عراقي ها شكست مي خورديم.
RPG-7D
هم يك نمونه RPG-7
است كه از وسط تا مي شود و مخصوص نيروهاي هوابرد و كماندو مي باشد

شكل كلي RPG-7 به صورت دو لوله مخروطي شكل است كه به هم جوش داده شده اند و قسمت جلوي آن باريك مي باشد. RPG-7 اسلحه اي است سر پر (گلوله از سر سلاح وارد مي شود) ، بدون خان ، بدون عقب نشيني (لگد) ، ته باز (به منظور خروج گاز باروت اضافه) و داراي دستگاه چكاننده ضربتي (بلافاصله بعد از چكاندن ماشه ، عمل چفت شدن ، ضربه زدن سوزن پشت چاشني و پرتاب گلوله انجام مي شود). دكمه ناظم آتش آن وقتي كه از سمت راست بيرون آمده باشد ، يعني اسلحه در حالت ضامن قرار دارد و وقتي از سمت چپ بيرون باشد ، يعني سلاح در حالت شليك قرار دارد. خدمه اين سلاح 2 نفر هستند كه عبارتند از تيرانداز (كه مسئول انتخاب هدف ، شليك گلوله و تغيير موضع است) و كمك تيرانداز (كه مسئول حمل مهمات ، آماده سازي موشك و حمايت از تيرانداز در هنگام شليك موشك است).
مآموريت اصلي سلاح: از بين بردن ادوات زرهي و چرخدار دشمن

مآموريت فرعي سلاح: ازبين بردن سنگرها و اجتماعات دشمن

اجزاء و متعلقات:
1-
دوپايه

2-
دستگيره تپانچه اي شكل

3-
دستگاه نشانه روي مكانيكي (2 مگسك
)
4-
دستگاه نشانه روي اپتيكي (دوربين كه به صورت كشويي از عقب و در سمت چپ سلاح ، زير ستون درجه نصب مي شود
)
5-
مگسك منفي براي دماهاي زير صفر (چون در دماهاي زير صفر ، انفجار باروت موشك كمتر بوده و موشك مسيري كمتر از حد معمول طي مي كند ، به وسيله اين مگسك ، سر لوله را كمي بالا مي رود
)
6-
ستون درجه از 200 متر تا 500 متر (به علت اينكه پس از انفجار اهداف زير 200 متر ، احتمال تركش خوردن تيرانداز زياد است
)
7-
دستگيره كمكي (براي حمل سلاح و مورد استفاده در بعضي از حالات شليك
)

مهمات سلاح
RPG-7:
موشك جنگي ضدتانك و ضدزره (به رنگ سبز
)
موشك جنگي ضدنفر (به رنگ سبز زيتوني
)
موشك آموزشي (سر موشك سياه ، ادامه سبز
)
موشك آموزشي جوفي (عملكرد آن به اين صورت است كه فشنگ كلاشينكف را داخل موشك مي گذاريم و گلنگدن موشك را مي كشيم و سپس موشك را در داخل موشك انداز قرار مي دهيم. پس از شليك ، موشك سر جايش مي ماند و فقط فشنگ كلاشينكف شليك مي شود. در اين موشك ها معمولآ از فشنگ هاي رسام و ثاقب (آتشزا) استفاده مي كنند
)

مشخصات فني:
كاليبر اسلحه: 40 ميليمتر

كاليبر موشك: 85 ميليمتر

طول سلاح: 95 سانتيمتر

طول موشك كامل (با خرج پرتاب): 92 سانتيمتر

طول موشك بدون خرج پرتاب: 64 سانتيمتر

وزن سلاح با دوربين: 6 كيلو و 300 گرم

وزن دوربين بدون جلد: 500 گرم

وزن دوربين با جلد: 950 گرم

برد مفيد بدون دوربين: 350 متر

برد مفيد با دوربين: 500 متر

نواخت تير علمي: 4 تا 6 گلوله در دقيقه

نواخت تير عملي: 2 تا 4 گلوله در دقيقه

سرعت اوليه گلوله: 12 متر در ثانيه

سرعت نهايي گلوله: 300 متر در ثانيه (هنگام سوختن خرج
)
وزن موشك: 2كيلو و 200 گرم

وزن كيسه موشك با 2 موشك 7 كيلو و 100 گرم

وزن كيسه موشك با 3 موشك 9 كيلو و 300 گرم

آتش عقبه 15 متر ، 15 متر هم منطقه احتياط كه جمعآ مي شود 30 متر منطقه خطر و احتياط

برگرفته از ایران نظامی

RPG-7-- ارپی جی-7

+ نوشته شده توسط مهرداد در شنبه چهاردهم مهر 1386 و ساعت 15:37 |

تانک ذولفقار

 

وقتی در سال 1994 برای اولین بار تصاویر تانک ذوالفقار از تلوزیون ایران پخش شد ، گمانه زنی محافل اطلاعاتی غربی و کارشناسان نظامی در مورد توانایی ها و ویژگی های این تانک آغاز و تا امروز که شاهد تولید نسل سوم تانک ذوالفقار هستیم ادامه دارد. اصولآ تمامی اطلاعاتی که می توان از رسانه های گوناگون به دست آورد ، مبتنی بر حدث و گمان و برداشت های اطلاعاتی است که از تصاویر و یا فیلم های گرفته شده بدست آمده است. طراحی و ساخت این تانک ، خود نمایانگر احساس نیاز واحدهای نظامی ایران به سخت افزارهای جنگی قابل اطمینان و بومی است ؛ اندیشه ای که بر پایه تجارب زمان جنگ شکل گرفته است. بی شک ایران در ساخت این تانک ، از تجارب سایر کشورها نیز استفاده کرده است. با این حال هیچ کس و هیچ کارشناس نظامی ، ارزش های این تانک را منکر نمی شود و جالب است بدانید برخی از سایت های اينترنتی ، تانک ذوالفقار را در رده تانک های مدرن جهان قرار داده اند و این خود نمایانگر ارزش های فنی و نظامی این تانک ایرانی است. ذوالفقار گذشته از شباهت ها و همسانی هایی که با برخی تانک های امریکایی و روسی دارد ، طرحی کاملآ بومی است که بر پایه فناوری موجود در ایران به نتیجه رسیده و این خود مهمترین نقطه قوت ذوالفقار به حساب می آید. بومی بودن یک فناوری ، دارای ارزش های فراوانی از جمله داشتن چشم اندازهای پیشرفت و افزایش توان مهندسی در واحدهای فنی است. مسئله ای که می توان آن را به عینه در روند تکامل تدریجی تانک ذوالفقار دید. از اولین نمونه های آن تا جدیدترین مدل های ارائه شده ، جای پای نوآوری و ابتکار به خوبی دیده می شود. اگر در اولین نمونه ارائه شده می شد نشانه های تانک M60 امریکایی را دید ، اما در نمونه ذوالفقار 3 این همخوانی ها کمتر به چشم می آید. اگر در دو مدل قبلی (ذوالفقار 1 و 2) ، برجک تانک رگه هایی از تانك T72 روسی را در خود داشت ، اما در ذوالفقار 3 مهندسین ایرانی این یکسانی و همخوانی را به کمترین میزان ممکن کاهش داده اند. در اولین نمونه های ذوالفقار ، می شد احتیاط مهندسین و محافظه کاری کارشناسان ایرانی را به خوبی مشاهده کرد. زیرا طراحی آن گرچه زیبا ولی ساده صورت گرفته بود. در مدل های بعدی ، رفته رفته این طراحی شکل بهتری به خود می گیرد و به ویژگی تانک های معاصر جهان نزدیک تر می شود.         منابع اطلاعاتی غربی بر این باورند که کارشناسان روسی و برخی کشورهای شرق اروپا از جمله لهستان ، ایران را در تکمیل این تانک یاری داده و فناوری مورد نیاز چنین کاری را فراهم ساخته اند. با توجه به آنکه کشورمان ، تانک T72S را تحت امتیاز روسیه در ایران تولید کرده است (T72S مدل بهینه شده و یا ارتقاء یافته تانک T72 محسوب می شود) کارشناسان امور نظامی اعتقاد دارند که ذوالفقار ، وامدار تسلیحات این تانک از جمله سامانه کنترل آتش و توپ 125mm آن است. گرچه ایران این موضوع را رد و اعلام نموده در آخرین نمونه ذوالفقار ، این تانک از جنبه های فنی کاملآ بهینه شده و  دارای سامانه کنترل آتش پیشرفته رایانه ای و مسافت سنج لیزری مدرن است و فناوری ساخت آن کاملآ بومی شده است. با وجود تحریم های امریکا ، احتمالآ ایران برخی از فناوری های نظامی مورد نیاز خود را از کشورهای شرق اروپا و همچنین کشورهای امریکای جنوبی (ازجمله برزیل) بدست آورده است. اولین گمانه زنی ها در مورد ذوالفقار ، مبتی بر این بود که این تانک حاصل مهندسی معکوس تانک های M60/2 و M48 و T72 می باشد. ارزیابی های بدست آمده از تصاویر ، نمایانگر این است که بدنه ذوالفقار شباهت هایی به تانک M60 که سالها در نیروی زمینی ارتش ایران مورد استفاده قرار می گرفته و پیش از انقلاب خریداری شده است دارد. همچنین با توجه به شکل و ساختار برجک تانک ، گمان می رفت که ذوالفقار از تجهیزات تانک های روسی استفاده می کند. در مجموع این تانک را محصول آمیختگی تانک های امریکایی و روسی می دانند. ایران از کاربران تانک های روسی 55 & T54 وT72  است. در کلاس تانک های امریکایی ، ایران انواع مختلفی از مدل های M را در اختیار داشته و دارد. به ویژه نیروی زمینی ایران از کاربران قدیمی تانکM60  محسوب می شود. تمامی تانک های مدل T روسی از موتور دیزلی استفاده می کنند که اگزوز آن ، بالای بدنه و سمت چپ تانک قرار دارد. احتمالآ ذوالفقار نیز از یک موتور دیزلV  شکل با توانایی تقریبی 1000 اسب بخار استفاده می كند. این میزان قدرت با توجه به وزن تانک که منابع ایرانی آن را چیزی در حدود 40 تن تخمین می زنند ، سرعتی معدل 70km (کیلومتر بر ساعت) را به ذوالفقار می دهد. دریچه ورودی تانک بالای برجک و سمت راست بدنه قرار گرفته است. برجک تانک دارای زاویه های هندسی مناسبی است که به خاطر نوع طراحی آن ، برخی از صاحب نظران نظامی را بر آن داشته تا ادعا کنند که تانک ذوالفقار ، تقلیدی ساده از تانک M1  امريكايي است!

همانند سایر تانک ها و بنا بر عرف موجود ، راننده تانک ذوالفقار نیز در سمت چپ بدنه قرار می گیرد. راننده تانک می تواند با باز کردن دریچه دید بالای سر خود ، به سمت راست به هدایت چشمی تانک بپردازد و یا اینکه از پریسکوپ استفاده نمايد. تانک ذوالفقار مجهز به سامانه دید در شب و سامانه تهویه هوا برای خارج کردن گاز ناشی از شلیک توپ است. با توجه به اینکه منابع اطلاعاتی گزارش داده اند که صنایع نظامی ایران ، کار مقاوم سازی تانک های نیروی زمینی ارتش را در برابر حمله های میکروبی و شیمیائی آغاز کرده كه احتمالآ این تغییرات و بهسازی ها ، شامل حال مدل های جدید ذوالفقار نیز شده است. توپ 125mm ذوالفقار همانند تانک T72 ، به صورت خودکار مسلح می شود. همچنين تانک ذولفقار ، مجهز به مسافت یاب لیزی است و برجک آن نیز دارای سامانه برقی می باشد. در تصاویر منتشر شده از ذوالفقار 1 ، می توان سامانه هشدار دهنده و پدافند لیزری ساخت مؤسسه آموزشی و تحقیقاتی صنایع دفاع ایران را نیز دید. این سامانه می تواند کاربران خود را با تابش پرتوهای لیزر هدایت کننده ، از جنگ افزارهای هدایت شونده ضدتانک آگاه کند. این سامانه می تواند سمت تابش پرتوهای لیزری را با دقت زاویه ای تا 15 درجه تعیین کرده و همچنین توانایی تشخیص پرتوهای مستقیم و یا غیرمستقیم مسافت یاب های لیزری را از نشانه گذارهای لیزری دارد. این سامانه قدرت واکنش پرسنل تانک را در برابر تهدیدها افزایش داده و حتی امکان فعال شدن خودکار و به موقع واحدهای پدافندی را در سمت زاویه تهدید فراهم می سازد. پدافند مورد استفاده این سامانه به صورت انتخابی ، می تواند ترکیبی از پرتاب کننده های نارنجک دودزا باشد. این کار باعث شکستن قفل لیزری پرتابگرهای دشمن می شود. گروه طراحی عنوان کرده اند که پوشش این سامانه هشدار دهنده 360 درجه در افق و 60 درجه در بلندا است و می تواند بر روی تجهیزات دیگری نیز نصب شود.

عمده تغییراتی که بر روی مدل های ذوالفقار اعمال شده ، بیشتر در قسمت برجک تانک بوده است. آنچه که از تصاویر ذوالفقار 3 به دست می آید آن است که بدنه ذوالفقار 3 ، با اسکلت بندی پیشینیان خود تفاوت دارد. بدنه تانک ذوالفقار 1 ، شباهت زیادی به تانک M60 امریکایی داشت و زنجیر چرخ های آن نیز احتمالا مشابه همان تانک بود. اما در ذوالفقار 3 ، بدنه تانک دچار تغییرات زیادی شده است. (به ویژه در بخش روبرویی تانک) این تغییرات شامل افزایش قطر زره بدنه عقبی و همچنین تغییراتی در زره برجک تانک می شود. زره بخش جلویی تانک نیز برخلاف شباهت های قبلیش به زره M60 ، این بار بخش بالایی آن با زاویه دید راننده تانک برابر شده و صاف به نظر می آید. احتمالآ این تغییرات به چند دلیل صورت گرفته است. اولین احتمال آن تزریق فناوری های جدید به چرخه صنایع تانک سازی ایران است و دومین عامل آن می تواند افزایش تهدیدها از جانب تسلیحات جدید ضدتانک باشد. به این معنی که ذوالفقار ، برای مقاومت بهتر در برابر این نوع تسلیحات (که روز به روز هوشمندتر می شوند) به زره بهتر و زخیم تری (با آلیاژهای بهتر) نیاز دارد. مدل های مختلف تانک ذوالفقار ، نمایانگر نوع سمت گیری های نظامی ایران در همکاری های نظامی با دیگر کشورهاست. تانک های ذوالفقار 1 و 2 ، با استفاده از فناوری روسیه و بلوک شرق ساخته شدند. اما ذوالفقار 3 ، حاصل همکاری نظامی ایران با کشورهای خارج این حوزه است. برخی از منابع اطلاعاتی ، از همکاری نظامی ایران و برزیل خبر داده بودند و این احتمال که ایران فناوری های تازه ای را از برزیل دریافت کرده باشد زیاد است. باید دانست که برزیل خود دارای فناوری ساخت تانک است و تاکنون صنایع نظامی آن کشور ، چند تانک را برای ارتش برزیل طراحی کرده و به مرحله ساخت رسانده است. به همین خاطر ذوالفقار 3 ، شباهت هایی با تانک برزیلی اوسریو دارد. و. تانک ذوالفقار ، تانکی مدرن و قابل اعتماد است و ارتش ایران می تواند به ساخت یک تانک ایرانی با استفاده از فناوری داخلی افتخار کند. اگر شمار کشورهایی را که توانایی تولید تانک را دارند در نظر بگیریم ، آنوقت اهمیت ساخت تانک ذوالفقار را بهتر درک می کنیم. با آرزوی موفقیت هرچه بیشتر برای صنایع دفاعی و درود بر یکایک سربازان

+ نوشته شده توسط مهرداد در شنبه چهاردهم مهر 1386 و ساعت 15:35 |

مسلسل Thompson

 

تمامی کسانی که فیلم های مافیایی دهه 1920 تا 1930 یا فیلم های جنگ جهانی دوم را تماشا کرده اند با مسلسل تامپسون آشنایی دارند.

یک مسلسل ساده با لوله ای نسبتا ضخیم و خشابی گرد یا معمولی.

این مسلسل توسط آقای جان تالیافرو تامپسون ساخته شده و در جنگ های خیابانی شیکاگو یا میادین جنگ جهانی دوم نقش مهمی را ایفا کرده است.

آقای John Taliaferro Thompson در سال 1860 متولد و در سال 1882 از دانشگاه West Point فارق التحصیل شد. او سپس وارد ارتش شد و پس از خدمت در واحد توپخانه، در سال 1890 به دانشگاه افسری راه یافت. وی همچنین در جنگ آمریکا- اسپانیا شرکت جست. وی در فرایند آزمایش تفنگ اسپرینگ فیلد M1903 حضور داشت و اوج شهرت خود را زمانی بدست آورد که در ساخت گلوله AS(45/0 اینچ) شرکت جست. به عقیده وی گلوله های کالیبر 45 بهترین انتخاب برای سلاح های کمری محسوب می شدند و این خود آغاز راهی بود که به ساخت کلت M1911 با کالیبر 45 منتهی شد.

آقای تامپسون در سال 1914 بازنشسته شد تا تمامی فکر و وقت خود را صرف طراحی و ساخت یک مسلسل کارآمد کند. به او پیشنهاد شده بود تا در سمت سرمهندس به شرکت رمینگتون بپیوندد تا در یک کارخانه واقع در پنسیلوانیا که به ساخت تفنگ های انفیلد انگلیسی مشغول بود، بر فرآیند تولید و کنترل کیفیت نظارت کند.

وی در سال 1916 کارخانه جدیدی را بنیان نهاد تا به ساخت تفنگ معروف موسین- ناگانت برای ارتش روسیه تزاری بپردازد.

با ورود رسمی ایالات متحده به جنگ جهانی اول، آقای تامپسون به خدمت فراخوانده شد تا کالیبر تفنگ های انفلید را به 30/0 (62/7) تغییر دهد. این تفنگ به مدل M1917 معروف شد. وی به درجه ژنرالی ارتقا داده شد. همچنین وظیفه تامین سلاح های سبک و مهمات مربوطه برای نیروهای متحد به او محول گردید. سال 1918 مصادف بود با دومین بازنشستگی آقای تامپسون.

او کماکان رویای ساخت یک مسلسل کارآمد را در سر می پروراند.

او معتقد بود که یک مسلسل با کالیبر متوسط نقش اساسی را در جنگ های آینده ایفا خواهد کرد. طرح او با محدودیت هایی مواجه بود. او مکانیزم برگشت گاز را بسیار پیچیده و سنگین می دانست. مکانیزم برگشتی هم باعث افزایش محسوس وزن سلاح می شد. از طرفی سیستم فشار مستقیم نمی توانست نیروی لازم را در گلوله ذخیره کند(همانند مسلسل PPsh41 ساخت شوروی که بسیار کم قدرت است).

آقای تامپسون به فکر استفاده از یک طرح ثبت شده افتاد. در سال 1915، یک فرمانده نیروی دریایی آمریکا با نام John Blish یک سیستم فشار مستقیم تاخیری ابداع کرده بود. در این سیستم پیشانی جنگی بواسطه یک یا دو زبانه به بدنه سلاح چفت می شد. وقتی گلوله شلیک می شد، فشار گاز باروت از طرفی گلوله را به جلو می راند و از طرفی به پیشانی جنگی فشار وارد می کرد ولی از آنجایی که پیشانی جنگی به بدنه سلاح چفت شده بود، عقب نشینی نمی کرد ویا می توان گفت «سریعا» عقب نشینی نمی کرد. وقتی فشار گاز باروت (قبل از خروج گلوله از لوله) به حد نصاب می رسید، زبانه ها از چاک بدنه بیرون آمده و عقب نشینی گلنگدن آغاز می شد. در واقع زبانه های مذکور باعث ایجاد تاخیر در عمل عقب نشینی سلاح می شدند و همین تاخیر بود که باعث می شد تا انرژی کافی در گلوله ذخیره شود.

آقای تامپسون پس از جلب رضایت آقای بلیش در خصوص استفاده از طرح وی، با سرمایه گذاری مناسبی کارخانه Auto-Ordnance را در سال 1916 تاسیس کرد. وی دو مهندس خلاق با نام Theodor H . Eickhoff  وOscar V. Payne را استخدام کرد تا بر روی طرح جدید کار کنند. آقای تامپسون مجددا به خدمت فرا خوانده شد ولی کار در کارخانه او ادامه پیدا کرد. طراحان و مهندسین کارخانه بزودی متوجه شدند که یک گلوله تفنگ با پوکه بلند نمی تواند پاسخگوی سیستم فشار مستقیم تاخیری باشد ولی در عوض گلوله 45 عالی جواب می دهد.

وقتی آقای تامپسون از این موضوع مطلع شد، تصمیم دیگری گرفت: ساخت یک مسلسل جمع و جور با کالیبر 45. وی این طرح را Trench Broom یا «جاروی سنگر» نامید! (شاید بخاطر این که وی پیش بینی کرده بود که مسلسل فوق بهترین گزینه برای پاکسازی سنگرهای دشمن خواهد بود...). مسلسل مورد نظر در سال 1919 ساخته شد ولی در این سال نیاز به چنین مسلسلی حداقل در ارتش آمریکا احساس نمی شد بنابراین مسلسل تامپسون برای تحویل به نیروهای پلیس دچار تغییراتی شد.

یک خشاب گرد، قنداق کوتاه، قبضه کمکی در جلو و یک لوله صاف و ضخیم مشخصه های این مسلسل بودند. آقای تامپسون اولین کسی بود که کلمه Submachinegun یا مسلسل دستی را به زبان آورد تامحصول خود را با آن معرفی کند ولی رسانه ها اصرار داشتند که این مسلسل با نام Tommy Gun معرفی شود.

کارخانه Auto-Ordnance رسما نام تامی گان را بر روی این سلاح نهاد و آن را با این نام ثبت کرد.

حالا این موجی از گانگسترها و جنایتکاران نیویورک و شیکاگو بودند که برای خرید تامی ( البته بصورت قاچاقی!) صف بسته بودند. توماس رایان که بر روی پروژه ساخت تامی سرمایه گذاری کرده بود در سال 1928 درگذشت. پسر وی نیز از کارخانه اوتواردنانس خارج شد. کارخانه تامپسون به شخصی به نام Russell Maguire فروخته شد. او تا سال 1951 کارخانه را در تملک خود داشت تا اینکه در این سال کارخانه به شخصی به نام George Numrich واگذار شد که ریاست کارخانه سلاح سازی نومریچ را بر عهده داشت. سلاح تامپسون بصورت زیر طبقه بندی شده است:

مدل آزمایشی 1919 (کارخانه Warner & Swasey)

مدل های 1921و 1928 (کارخانه کلت)

مدل های A1 1928 سری M1 (کارخانه اوتواردنانس و ساویج)

مدل های کپی شده بدون جواز (ساخت چین و ویتنام)

اولین تامپسونی که ساخته شد فاقد هر گونه شماره سریال یا کد بود و در سال 1918 ارائه گردید. این مدل توسط نوار فشنگ تغذیه می شد. مدل 1919 نیز چیزی مشابه مدل قبلی بود و با فشنگ های 45 تغذیه می شد. نواخت تیر تامپسون 1000 تیر در دقیقه بود.

در سال 1920 نمونه آزمایشی توسط دولت آمریکا آزمایش شد. در 27 آوریل 1920، کارخانه اسپرینگ فیلد هدایت فرایند آزمایش سلاح را بر عهده کرفت. 2000 تیر بدون هیچ وقفه ای شلیک شد، نتیجه آزمایش رضایت بخش بود. چند ماه بعد یگان تفنگ داران دریایی آمریکا همین آزمایش را با تامپسون انجام داده و همان نتیجه مطلوب را کسب کرد. البته با وجود حصول نتایج درخشان، هیچ سفارشی از جانب ارتش آمریکا اعلام نشد.

مدل های مختلف تامپسون:

مدل 1921:

اولین مدل تولید انبوه تامپسون مدل 1921 بود، بیش از 15 هزار قبضه از این مدل تولید شد. این مدل در بلژیک و انگلیس هم تست شد ولی هیچ ارتشی برای خرید انبوه آن پا پیش نگذاشت.

مدل 1923:

این مدل را می توان اولین تامپسون جنگی دانست که در آن از یک فشنگ خرج بالا استفاده شد تا برد آن تا 650 متر افزایش یابد. گلوله فشنگ مذکور که محصول مشترک رمینگتون و تامپسون بود، 250 گرین وزن داشت و سرعت دهانه آن به 500 متر بر ثانیه می رسید. نواخت تیر این مدل تا 400 تیر در دقیقه تقلیل پیدا کرد. این مدل دارای روپوش لوله موازی با لوله، قنداق جدا شونده، گیره بند، دو پایه سفارشی و سرنیزه بود.

این مدل از جمله گران بهاترین مدل های تامپسون بشمار می آید.

مدل 1927:

این مدل با مدل 1921 هیچ تفاوتی ندارد و تنها تفاوت آن را باید در عدم وجود قابلیت شلیک رگبار در آن دانست. برای این مدل یک خشاب دایره ای 100 تیر در نظر گرفته شد اگر چه صاحب آن تنها قادر به شلیک در حالت تکتیر بود!

مدل 1928:

در کاتالوگی که توسط کارخانه اوتواردانانس در سال 1930 منتشر شد، مدل مذکور با نام Navy Model با کالیبر 45 معرفی شده است. نیروی دریایی آمریکا 500 قبضه از این مدل سفارش داد تا کارخانه سازنده را سرپا نگه دارد. مدل مذکور توسط سربازان آمریکایی مستقر در نیکاراگوئه بکار برده شده و برای استفاده در محیط های حاره ای بسیاری مناسب تشخیص داده شد. این مدل با روپوش لوله موازی با لوله یا روپوش لوله دارای قبضه کمکی ارائه شد. شعله پوش کاهنده لگد نیز از جمله موارد سفارشی بود. نواخت تیر این مدل 700 تیر در دقیقه اعلام شد.

جنگ جهانی دوم و نقش تامپسون:

تا قبل از شروع جنگ دوم جهانی تعداد کل تامپسون های موجود در ارتش آمریکا به 400 قبضه نمی رسید ولی با شروع جنگ سفارشات هنگفتی روانه کارخانه سازنده شد. فرانسه در پائیز سال 1939 در حدود 3750 قبضه تامپسون مدل 1928 و 30 میلیون گلوله سفارش داد. سوئد و انگلستان هم سفارشات جالب توجهی ارائه کردند. مدل 1928 دچار تغییراتی شد تا تولید آن آسان تر شود. مکانیزم قفل لوله، فعال کننده و روان کننده گلنگدن، قنداق، شعله پوش و لوله سلاح از جمله قسمت هایی بودند که دچار این تغییرات شدند.

یک برگه ناظم آتش در سمت چپ سلاح تعبیه شده بود و دارای دو حالت تکتیر و رگبار بود. این مدل «مسلسل دستی تامپسون مدل M1» نام گرفت ولی تولید انبوه آن تا سال 1943 عملی نشد. این مدل توسط کارخانه های اوتو اردنانس و ساویج تولید شد.

اوتو اردنانس 847991 قبضه و ساویج 539143 قبضه از سلاح مذکور را تولید کردند. حالا تعداد کل تامپسون های تولید شده به 1250000 قبضه می رسید. تامپسون هایی که توسط اوتواردنانس تولید شدند به کد OA منقش هستند در حالی که تامپسون های ساخت ساویج با کد S شناخته می شوند.

بعد از این کدها شماره سریال تولید حک می شد. تمامی این مدل ها با خشاب های 20 تیر تغذیه می شدند ولی مدل های قبل از M1 با خشاب های گرد 50 تیری نیز ارائه می شدند.

مسلسل تامپسون نزد نیروهای ویژه، چتربازان، پرسنل زرهی و تفنگ داران نیروی دریایی بسیار محبوب بود. هنوزه بسیاری از کهنه سربازان تامپسون را بهترین سلاح جنگ جهانی دوم می دانند. البته مسلسل تامپسون نیز همانند سایر محصولات ساخت بشر خالی از اشکال نبود. مهمترین ایرادی که به آن وارد بود وزن 10 پوندی(5/4 کیلویی) آن بود یعنی سنگین تر از M1Garand . قدرت نفوذ گلوله های شلیک شده از آن هم کم بود چرا که این گلوله ها از نوع نوک تخت بوده و سرعت دهانه پائینی داشتند. تصمیم بر آن شد که کارابین 30/0 جایگزین تپانچه ها و تامپسون ها شود که این امر هرگز عملی نشد. البته در درگیرهای شهری و در فواصل نزدیک، تامپسون بی رقیب و بی نظیر بود. حتی تعدادی از این سلاح در جنگ کره و ویتنام مورد استفاده قرار گرفت.

 

 

زنرال تامپسون هرگز موفقیت چشمگیر محصول خود را ندید چرا که وی در سال 1940 در سن 80 سالگی درگذشت.

تامپسون در دنیای گانگسترها:

اگز چه تعداد مسلسل های تامپسونی که توسط گانگسترهای آمریکا بکار رفت در مقایسه با تعداد بکار رفته توسط ارتش آمریکا ناچیز است ولی خاطره تامپسون بیشتر بعلت بکارگیری آن توسط جنایتکاران در ذهن مردم باقی مانده.

یکی از روزهای بیاد ماندنی تاریخ آمریکا که در آن مسلسل تامپسون بخوبی ایفای نقش کرد، روز والنتاین سال 1929 بود که طی آن دارو دسته آلکاپون، گانگستر معروف، 37 نفر از اعضای گروه رقیب خود را دریک گاراژ واقع در شیکاگو به گلوله بستند. در دوران رکود اقتصادی آمریکا که دوران افزایش جرم و جنایت در آمریکا به حساب می آمد، مدل 1918 به اهرم قدرت گروه های تبهکار تبدیل شده بود. پلیس آمریکا در مواجه با این سلاح کاملا عاجز و درمانده شده بود. کل نیروی پلیس آمریکا تنها 22 قبضه تامپسون در اختیار داشت!

گانگسترها ترجیح می دادند که تامپسون را بدون قنداق و با خشاب های 20 تیری حمل کنند. بدین شکل مخفی کردن آن در زیر کت و بارانی ممکن بود. یکی از معروف ترین گانگسترهای آمریکا که در واقع مبتکر این ایده به حساب می آید، جان دیلینجربود. در این حالت می شد مسلسل را با یک دست گرفته و شلیک کرد در حالی که در دست دیگر نارنجک، فرمان ماشین و یا یقه گروگان بیچاره قرار گرفته بود.

از دیگر جنایتکارانی که برای رسیدن به اهداف خود مسلسل تامپسون را برگزیده بودند می توان به Floyd و Nelson اشاره کرد که هر دوی آن ها همانند دیلینجر در طی درگیری با نیروهای پلیس کشته شدند.

 

 

+ نوشته شده توسط مهرداد در شنبه چهاردهم مهر 1386 و ساعت 15:26 |

AK-47 یا  M-16 کدام یک تفنگ تهاجمی بهتری است ؟

 

 

مقایسه تحلیلی M-16 و کلاشنیکوف (AK-47) دو اسلحه تهاجمی بسیار مشهور که در بسیاری از ارتشهای جهان مورد استفاده واقع شده اند عبارتند از AK-47 و Colt AR-15 که اغلب با نام  M-16 شناخته می شود. این نوع اسلحه از اواسط دهه 1950 تا کنون در مقیاس انبوه تولید شده و همواره به عنوان دو رقیب شاخص ارزیابی می گردند.

طراحی AK-47 در اواخر جنگ جهانی دوم انجام شد و در سال 1947 نمونه های اولیه آن ارائه گردید.- عدد 47 نشان دهنده سال تولید می باشد- و در اوایل دهه 1950 همزمان با شروع جنگ سرد رسما به عنوان سلاح سازمانی ارتش شوروی سابق وارد خدمت شد.

در ایالات متحده در سالهای پایانی دهه 1950 و در اوایل 1960 اسلحه M-16 که مدل ارتقا یافته و بهینه سازی شده M1 Garand بود به عنوان همتای  آمریکایی AK-47 شناخته می شد. اسلحه M-14 مانند M1 Garand بود: طراحی شده بر اساس یک مکانیزم نیمه اتوماتیک آتش با توان و دقت بالا (البته M-14 تحویل شده به ارتش ایالات متحده قابلیت شلیک در حالت رگبار را نیز داشت).

اولین مواجهه واقعی بین AK-47 و M-16 در اوایل جنگ ویتنام رخ داد: M-14 در اوایل جنگ ویتنام رخ داد: M-14 یک بازنده بود!

در یک تحقیق که به سفارش ارتش آمریکا صورت گرفت نشان داد در بسیاری از جنگها درگیری و تیراندازی در فاصله حدود 300 متر انجام می شود حتی در مواقعی که سربازان امکان تیراندازی در فواصل خیلی طولانی را هم داشته باشند. طبق این نتایج چشم غیر مسلح انسان از فاصله 200 متری توانایی تشخیص زن و مرد را ندارد و در فاصله 300 متری یک سرباز با قامت متوسط از درون مگسک سلاح حدود 2 سانتی متر دیده و در 400 متری به شکل یک خط- نقطه رویت می شود.

بر اساس این نتایج و نیز ایرادات کارشناسان مبنی بر برد بیش از حد نیاز و ضربه لگد شدید اسلح M-14 ، این اسلح به آرامی از دور استفاده خارج شده و اسلحه M-16 به عنوان جایگزین اصلی M1 Garand – که در زمان خود بسیار کارآمد و با قابلیت بود- طراحی و در مقابله با طرح سلاح سازمانی ارتش شوروی مورد استفاده قرار گرفت.

در واقع رقابت بین M-16وAK-47 عمدتا ناشی از منازعات جنگ سرد و مسابقه تسلیحاتی بین دو بلوک شرق و غرب بود.

با توجه به این، اینکه سلاح  AK-47 یکی از سلاحهای سازمانی نیروهای مسلح کشور عزیزمان بوده و در مقابل M-16 نیز سلاح سازمانی ارتش یکی از دشمنان قسم خورده ما می باشد . مقایسه تحلیلی و تطبیقی این دو سلاح کمک شایانی به کارشناسان نظامی کشورمان جهت مقایسه نقاط قوت و ضعف این دو نسبت به یکدیگر می کند. حال در ادامه به مقایسه این دو سلاح از جنبه های مختلف می پردازیم.

 

 

 

تفاوتهای تکنولوژیکی :

1-     وزن و اندازه: وزن AK-47 معمولا حدود 3/4 کیلوگرم و طول 87 سانتی متر است.M-16 A1  که در دوره جنگ ویتنام استفاده شد 2/3 کیلوگرم وزن و 100 سانتی متر طول داشت. وزن کمتر M-16 A1 باعث حمل آسان تر، نشانه روی سریعتر و قابلیت مانور بیشتر بود اما در کنار کاهش وزن با توجه به قانون سوم نیوتن، این وزن کم باعث افزایش نیروی لگد اسلحه شد.

در مدلهای بعدی با استفاده از لوله سنگین تر- و البته دقیق تر –و افزایش وزن برخی از اجزاء اسلحه مانند قنداق این مشکل رفع شد. برای مثال M-16 A2 دارای وزنی معادل 7/4 کیلوگرم می باشد ونیروی لگد آن بمراتب از AK-47 کمتر است که این مسئله باعث ایجاد دقت تیراندازی بالاتری نسبت به AK-47 می شود. همچنین در مدلهای M16-A2 و M-16 A3 و M4-A1 (مدل کارابین M-16) مرکز ثقل این سلاح بیشتر به سمت قبضه متمایل شده که این امر تاثیر به سزایی در کنترل سلاح در هنگام شلیک دارد.

استفاده احسن از علم ارگونومی در طراحی M-16 باعث برتری، M-16 به AK-47 در رابطه با سازگاری با بدن سربازان در هنگام حمل و تیراندازی شده است.- برای مثال خارج شدن پوکه از M-16 بسیار نرم تر و ایمن تر AK-47 است. در ضمن به دلیل طول خشاب کوتاه تر نسبت به خشاب AK-47 ، تیرانداز می تواند در هنگام شلیک سلاح خود را بیشتر به سطح زمین نزدیک کند و در نتیجه کمتر در معرض تیرهای دشمن قرار گیرد.

مورد دیگر اینکه در M-16 دست سرباز چه برای تعویض خشاب چه برای تغییر وضعیت آتش و چه برای کشیدن گلنگدن می تواند از قبضه جدا نشود و با یک دست این عملیات را انجام دهد. اما در AK-47 غالبا نیاز به استفاده از هر دو دست می باشد. به عنوان نتیجه گیری می توان بیان کرد علی رغم طول و وزن بیشتر M-16 نسبت به AK-47 ، اسلحه M-16 به لحاظ تکنولوژیکی برتری کاملا محسوسی نسبت به AK-47 دارد.(به جنگ آمریکا در افغانستان و عراق توجه کنید).

2- کالیبر: AK-47 از فشنگ 39×62/7 م.م روسی و M-16 از فشنگ 45×56/5 م.م NATO استفاده می کنند. عدد اول نشان دهند کالیبر و عدد دوم نشان دهنده طول پوکه به میلی متر می باشد. در نگاه اول بزرگتر بودن کالیبر AK-47 ممکن است نشان دهنده قدرت آتش بیشتر نسبت به M-16 باشد. اما کم بودن کالیبر این گلوله بطور مشخص منجر به کاهش چشمگیر وزن مهمات، کاهش قابل ملاحظه نیروی لگد اسلحه ، افزایش نسبی بازده بالستیکی و افزایش دقت تیراندازی می شود(البته دو مورد اخیر بدلیل فرم خاص مرمی این کالیبر است)همچنین علاوه بر موارد فوق فشنگ 45×56/5 (با وجود اینکه مرمی فشنگ 39×62/7 دارای قطر بزرگتر و در نتیجه وزن ، اندازه حرکت و انرژی بیشتری می باشد) به علت سرعت دهانه بالاتر و پروفیل آیرودینامیکتر دارای یک مزیت اساسی در قابلیت نفوذ کنندگی است . درضمن گلوله 45×56/5 دارای ساقه بلندتری نسبت به گلوله 39×62/7 می باشد.(ساقه یا shank به قسمت استوانه ایی گلوله گفته می شود که با خان لوله درگیر می شود. بلند بودن ساقه – البته تا حد معینی – باعث افزایش میزان حرکت مستقیم الخط گلوله و در نتیجه افزایش دقت می شود.

انرژی متوسط گلوله 62/7 حدود 18 درصد بیشتر از گلوله 56/5 است که این امر به معنای برد موثر زیادتر می باشد. اما در عوض دانسیته انرژی در 56/5 برابر 425 ژول به ازای هر گرم وزن مرمی و برای 62/7 حدود 254 ژول به ازای هر گرم می باشد. عبارت دیگر هر گرم از مرمی 56/5 حدود 67 درصد انرژی بیشتری حمل می کند در نتیجه هنگام برخورد با هدف اثر تخریبی شدیدتری برجا می گذارد.

این دو فشنگ تقریبا دارای یک میزان مشابه باروت به لحاظ حجمی هستند اما بدلیل اینکه هر دو اسلحه از فشنگهایی با انواع مختلف باروت و مرمی استفاده می کنند درای بالستیک پروازی متفاوت و نیز نیروی متفاوت لگد اسلحه می باشند.لگد اسلحه M-16 معمولا به صورت خیلی واضح و ناگهانی اما سبک احساس می شود. اما لگدAK-47 کمی سنگین تر است و برگشت به وضعیت عادی کندتر صورت می گیرد.

گلوله 56/5 به علت سرعت بالا، سطح مقطع کوچک و نیز دانسیته انرژی بالاتر ( حدود 67 درصد بیشتر از 62/7 روسی) و در نتیجه متمرکز شدن تنشهای بسیار بالا در گلوله در زمان برخورد به دف و نیز حرکت هسته گلوله نسبت به ژاکت آن و تغییر جریان تنش در ناحیه زه خورده ، پس از برخورد به هدف و نفوذ درون آن از ناحیه زه خورده متلاشی شده و ایجاد ترکش می کند(Fragments bullet) و در نتیجه باعث جراحات شدیدتری نسبت به 62/7 روسی در اندام انسانی می شود. – به نمودارهای مقایسه گلوله 56/5 با گلوله 62/7 توجه کنید- همچنین تعداد زیادی از منتقدین از ضعف گلوله 56/5 در فواصل زیاد و حساسیت به انحراف در زمان پرواز به علت وزن کم ، به عنوان نکات منفی یاد می کنند. ولی باید به خاصر داشت این گلوله برای عملکرد موثر و دقیق در فواصل حدود 350 تا 500 متر طراحی شده و طبیعتا در فاصله بیشتر از توانایی های آن کاسته می شود.

همانطور که دیده می شود گلوله 62/7 پس از برخورد به بدن26 سانتی متر در خط مستقیم حرکت کرده و سپس بدور خود چرخیده وبا نوک از بدن انسان خارج می شود( تحقیقات نشان داده است ضخامت بافت های بدن انسان در حداکثر میزان رشد از 37 سانتی متر فراتر نمی رود). مشخص است این گلوله خاصیت ترکش شدگی راحتی در بالاترین حد سرعت خود ندارد و حفره ثابتی که ایجاد می کند کوچک است. طبق آزمایشات ارتش آمریکا در ویتنام این گلوله در ناحیه شکمی کمترین آثار تخریبی را دارد و در بسیاری از موارد نتوانسته بود از سمت مقابل بدن در ناحیه فوق خارج شود. در واقع این گلوله زخمهایی با حداقل تخریب در بدن ایجاد می کند. ما معمولا چنین شرایطی را زا گلوله هایی با شارژ پایین و برای استفاده در اسلحه های سبک انتظار داریم .

اما گلوله 56/5 به گونه ایی طراحی شده است که حداکثر توانایی را برای متلاشی کردن نسوج بدن انسان دارا باشد. همانطور که در نمودار مربوطه دیده می شود این گلوله پس از برخورد با بدن انسان حدود 8 سانتی متر در خط مستقیم حرکت کرده سپس 90 درجه منحرف و از بالای قسمت زه خورده متلاشی می شود.حدود 50 درصد وزن گلوله به صورت ترکش درآمده در دایره ایی به قطر 14 سانتی متر باعث تخریب و انهدام اندام می شود. سپس باقیمانده گلوله بدور خود چرخید و از ته از بدن خارج می شود. حفره موقتی که دو گلوله ایجاد می کنند مشابه هم و درحدود 15 سانتی متر است و فشار داخل بافتها را گاهی تا هزاران کیلو پاسکال بالا برده و باعث ایجاد یک موج انفجاری فشارنده شده که با سرعت صورت در آب (1500 متر بر ثانیه ) در نسوج حرکت می کند و در اندامی مانند مثانه، قلب، کبد و مغز ایجاد یک از هم گسیختگی شدید کرده که در مواردی منجر به مرگی می شود همچنین این موج در رگهای خونی منتشر شده و آسیب های دوردست عروقی ایجاد می کند.

در مجموع به عنوان نتیجه گیری گلوله 56/5 قابلیت و توانایی بسیار بیشتری نسبت به 62/7 روسی دارد.

3-     وضعیت آتش : هر دو اسلحه AK-47 و M-16 دارای یک سلکتور (برگه ناظم آتش) هستند که به سرباز امکان انتخاب وضعیت شلیک را می دهد: نیمه اتوماتیک و یا اتوماتیک ( تک تیر و یا رگبار) سلکتور اسلحه M-16 یک سویپ (اهرم) کوچک است که بر روی سمت چپ سلاح و در بالای قبضه قرار دارد بگونه ایی که انگشت شصت دست راست آنرا به راحتی جابجا می کند. اولین موقعیت، وضعیت ضامن، دومین موقعیت تک تیر و سومین وضعیت رگبار است.

سلکتور AK-47  یک اهرم بزرگ است که در سمت راست سلاح قرار دارد که می توان آن را به سمت بالا یا پایین فشار داد. موقعیت بالا وضعیت ضامن، وسط رگبار و موقعیت پایین تک تیر است یکی از انتقاداتی که به AK-47 وارد است درباره طراحی سلکتور انتخاب وضعیت آتش می باشد.

این اهرم در سمت راست سلاح قرار دارد بگونه ایی که سرباز برای تغییر وضعیت آتش تقریبا باید دست خود را از قبضه سلاح جدا کند. علاوه بر این تغییر وضعیت آتش بسختی صورت می گیرد به عبارت دیگر در لحظه تغییر وضعیت آتش سرباز کاملا بی دفاع است.

در همین حال کارشناسان و طراحان آمریکایی مشغول بهینه سازی M-16 بودند:

در مدل جدیدتر این سلاح به نام M-16 در طراحی مکانیزم «وضعیت آتش» پیشرفت دیگری حاصل شد و آن اضافه شدن و آن اضافه شدن یک حالت دیگر به سلکتور وضعیت آتش بود به نام مکانیزم آتش «سه تیر» که در این وضعیت با هر بار فشار دادن ماشه 3 گلوله شلیک می شد. برخی از مزایای این طرح عبارت بود از: ذخیره بیشتر مهمات و ایجاد جراحت بسیار شدید و کشنده با حداقل شلیک ، - برای اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به مقاله « تاثیرات گلوله در بدن انسان» قسمت دوم چاپ شده در شماره 14 مجله جنگ افزار-. در تمام مدلهای M-16 A2،M-16 A3 و M4  خصوصیت یعنی وضعیت آتش «سه تیر» وجود دارد.

یکی دیگر از اشکالات طراحی سلاح AK-47 این است که در صورت استفاده از قنداق تاشو از زیر ، زمانی که قنداق در حالت بسته می باشد امکان دسترسی به سلکتور وضعیت آتش بسیار دشوار است اما در M-16 چون می تواند از قنداق کشویی استفاده کند امکان دسترسی به تمام نقاط سلاح وجود دارد. همچنین دستگیره گلنگدن در M-16 در زمان شلیک ثابت می ماند اما AK-47 این اهرم متحرک بوده و در صورت برخورد به دست یا لباس سرباز به او آسیب می رساند مورد دیگری که درباره قابلیتهای برتر M-16 می توان بیان کرد این است که وقتی آخرین فشنگ خشاب شلیک می شود صفحه خوراک دهند بالا آمده و در داخل بدنه اسلحه به یک ضامن برخورد می کند حرکت ضامن باعث می شود گلنگدن پس از شلیک آخرین گلوله عقب بایستد و پس از تعویض خشاب به محض گذاشتن خشاب جدید با یک فشار اندک، ضامن رها شده و باعث می شود گلنگدن به جلو حرکت کرده و بدین ترتیب سلاح بدون دخالت دست مسلح شده و درحالت ضامن قرار گیرد اما در Ak-47 تمام این مراحل باید با دست انجام شود. با توجه به موارد بالا به عنوان نتیجه گیری تکنولوژی و قابلیتهای مکانیزم آتش و مسلح شدن اسلحه M-16 بسیار پیشرفته تر از AK-47 است.

4-     قابلیت اعتماد:

اسلحه AK-47 هموراه به عنوان یک اسلحه قابل اعتماد شهرت خوبی داشته است این اسلحه بوسیله فشار غیر مستقیم گاز باروت مسلح شده و لوله برگشت گاز نسبتا بزرگ آن روی لوله اصلی قابل مشاهده است. AK-47 بدلیل اینکه با تلسرانسهای نسبتا بازی ساخته شده است قادر به شلیک در محیط های گل آلود و برفی و شن و ماسه می باشد. در نتیجه در میان بسیاری از واحدهای نظامی از جایگاه ویژه ایی برخوردار است.

M-16A1 تنها در مراحل ابتدایی تیراندازی قابل اعتماد بود. سیستم اثر مستقیم گاز باروت استفاده شده درM-16 مشابه با سایر سیستم های متعارف فعال شونده با گاز است اما با چند اختلاف کوچک.

در این اسلحه نیز مانند AK-47 از گاز موجود در لوله تفنگ برای تکرار عمل شلیک استفاده می شود با یک تفاوت بزرگ و آن اینکه M-16 فاقد پیستون گاز می باشد . گاز باروت پس از برگشت از لوله اصلی مستقیما بر روی میله حمال گلنگدن کار می کند. به بیان دیگرM-16 از یک مکانیزم برگشت گاز از لوله و اعمال فشار مستقیم بر روی آلات متحرک و حمال گلنگدن استفاده می کند. در نتیجه با این فناوری تعداد قابل توجهی از قطعات که با سیستم پیستون گاز کار می کند حذف می شود و آنرا ساده تر می کند. در نتیجه وزن آلات متحرک  و به تبع آن اندازه حرکت آن کم شده، از ضربه لگد اسلحه و استهلاک آلات متحرک به میزان قابل توجهی کاسته شده، لرزش لوله سلاح در حین سیکل آتش کاهش می یابد و بدین ترتیب کنترل اسلحه و دقت آن افزایش می یابد.در ضمن کاهش وزن آلات متحرک باعث افزایش نواخت عملی تیراندازی می شود.

اما این طراحی به باقیمانده گاز اجازه می دهد که به قسمتهای داخلی سلاح دمیده شده و باعث ایجاد لایه ایی از دوده بر روی سطوح حساس گلنگدن و میله حامل آن شود. که پس از چند سیکل تیراندازی بر روی قابلیت اعتماد آن تاثیر منفی می گذارد و نهایتا باعث گیر کردن آن می شود. همچنین لوله برگشت گاز کوچکتر از قطعه مشابه  درAK-47 بوده و سریعتر مسدود می شود. بطور کلی M-16 به گرد و غبار و آلودگی محیط نسبت به AK-47 و یا Galil از حساسیت بالاتری برخوردار است. اما همه چیزی که  M-16 برای جبران این نقص نیاز دارد روزی یک بار تمیز کردن اسلحه می باشد- البته در صورت استفاده و تیراندازی – تا بدون اشکال قابل استفاده باشد.

با توجه به این اینکه نظافت روزانه اسلحه های انفرادی در ارتشهای مدرن امروزی – حتی در زمان نقل و انتقال و یا حتی در میادین نبرد- امری عادی و مرسوم می باشد، نظافت روزانه M-16 چندان غیر عادی تلقی نمی شود. در واقع همانطور که در سطور قبل اشاره کردیم اغلب مواردی که در رابطه با عدم قابلیت اعتماد M-16 بازگو می شود مربوط به دوران جنگ ویتنام می باشد زمانی که اولین نسل این اسلحه موسوم به M-16 A1 تولید شده و درعمل به کار گرفته شده بود. در آن زمان باروت مهمات 56/5 م.م پس از احتراق ایجاد نوعی دوده چسبنده می کرد که در میان آلات متحرکت و لوله انباشته شده و سرانجام باعث گیر کردن و قفل شدن سلاح می گردید.

اما در نسلهای جدیدتر مانند M-16A2 ،M-16A3 و M-4 با تغییر نوع باروت ، تغییر در ساختار لوله ، بهینه سازی لوله برگشت گاز و اضافه کردن کیت وسایل تنظیف به سلاح – که بسیار مجهز تر از کیت مشابه AK-47 است- اشکالات ذکر شده برطرف شد و قابلیت اعتماد مدلهای جدید در حد کاملا قابل قبولی قرار گرفت.

5-     دقت:

یک مزیت خانواده M-16 که اغلب با تحسین درباره آن صحبت می شود میران دقت بالای این سلاح است ولی AK-47 معمولا به عنوان یک اسلحه دقیق در نظر گرفته نمی شود.

همانطور که قبلا اشاره کردیم وجود مکانیزم اعمال فشار مستقیم گاز در اسلحه M-16 باعث می شود تعدادی از قطعات متحرک جلوی محفظه آتش حذف شوند و در نتیجه ارتعاشات لوله در حین سیکل شلیک کاهش یافته که این به معنای افزایش بیشتر دقت سلاح می باشد. همچنین در کنار موارد ذکر شده تغییر مکان مرکز ثقل M-16  و نزدیکتر شدن آن به محدوده قبضه اسلحه تاثیر به سزایی در افزایش دقت آن در حین شلیک داشته است. این دوسلاح درمکانیزم نشانه روی نیز با هم دارای تفاوتهایی هستند.

مکانیزم نشانه روی M-16 از سوی بسیاری از کارشناسان تحسین شده است:M-16 در قسمت عقب از یک سایت نشانه روی شکاف دار با یک روزنه دید کوچک استفاده می کند. در هنگام نشانه روی تیغه مگسک که در جلو و روی لوله سلاح قرار دارد در مرکز این سوراخ تنظیم می شود. این مکانیزم به لحاظ ارگونومی بگونه ایی طراحی شده است که بطور اتوماتیک چشم تیرانداز را در مرکز مگسک قرا می دهد و این امر باعث هدف گیری سریع تر و مطمئن تر می شود. علاوه بر این فاصله سایت عقبی و مگسک (شعاع هدف گیری) در این سلاح زیاد می باشد که این فاصله باعث افزایش دقت نشانه روی می شود.

AK-47 از یک مکانیزم نشانه روی قدیمی  و متداول از نوع «باز» استفاده می کند. سایت عقبی به شکل یک درجه ساده U  یا V شکل است که مگسک در زمان نشانه روی در مرکز آن تنظیم می شود. آزمایشات انجام گرفته نشان داده است که بدلیل ضعف ارگونومیک این مکانیزم و نیز وجود شکاف در سایت عقبی، در یک راستا قرار دادن سایت عقبی یا همان درجه با مگسک به تمرکز زیادی احتیاج دارد و تا حد زیادی به مهارت تیرانداز وابسته است. همچنین در AK-47 سایت عقبی یا درجه در زمان هدف گیری باید فاصله بخصوصی با چشم تیرانداز داشته باشد در غیر این صورت پدیده « تار شدن دید» یا Blurring effete برای تیرانداز رخ می دهد که به عنوان مانعی در نشانه روی دقیق تلقی می شود.

یکی دیگر از دلایل دقت سلاح M-16 وجود تلسرانس های بسته و بسیار دقیق در طراحی و ساخت و بکارگیری تکنولوژی پیشرفته در تولید آن می باشد. وجود لقی کم بین اجزاء و قطعات اسلحه M-16 باعث کاهش شدید سر و صدای مزاحم (Noise) در هنگام تیراندازی و افزایش دقت آتش شده است. البته این مسئله باعث می شود این سلاح حساسیت بیشتری نسبت به آلودگی داشته باشد.

البته درست است که وجود تلسرانسهای باز و لقی زیاد بین اجزاء و قطعات ، قابلیت اعتماد این سلاح را در شرایط گوناگون افزایش داده اما مسلما باعث کاهش دقت آن شده است.

با توجه به موراد مشروح بالا می توانیم نتیجه بگیریم که M-16 اسلحه کاملا دقیقتری نسبت به AK-47 می باشد هر چند قابلیت اعتماد AK-47 در مواردی بالاتر از M-16 است.

6- ضریب نفوذ کاربری:

در این حیطه AK-47 رکوردی را در کارنامه خود دارد که نه فقط M-16 که هیچ سلاح دیگری قادر به رقابت با آن نیست: از این سلاح تا کنون حدود 90 میلیون قبضه تولید شده است. تقریبا هیچ کجای دنیا نیست که اسم AK-47 به گوش کسی نرسیده باشد. AK-47 تنها سلاحی است که بسیاری از گروهها و سازمانها آنرا به عنوان سمبل خود در نظر گرفته اند- جنبش حماس در فلسطین اشغالی، حزب اله در لبنان  و سپاه پاسداران در ایران- حتی طرحی از کالاشنیکوف در پرچم کشور موزامبیک استفاده شده است. این شیوع فراگیری عمدتا به دلایل زیر می باشد:

تکنولوژی پایین برای تولید: با وجود اینکه بیش از نیم قرن از ساخت این سلاح می گذرد کماکان عمده قسمتهای آن به همان روش ساخته می شود. بگونه ایی که حتی با داشتن یک دستگاه فرز، تراش و یک دستگاه پرس این سلاح قابل ساخت می باشد. در حال حاضر با استفاده از این ماشین آلات AK-47 در پاره ایی از مناطق دورافتاده پاکستان و افغانستان تولید می شود. پس واضح است که با داشتن مجموعه از امکانات مجهز تر و زیادتر می توان این سلاح را درمقیاس انبوه تولید کرد.

هزینه بسیار پایین: تولید AK-47 در تیراژبالا بسیار ارزان می باشد بطوریکه قیمت هر قبضه از این سلاح در بازار آمریکا حدود 250 دلار می باشد!

 

ملاحظات ایدولوژیک: در دوران جنگ سرد و در گرماگرم رقابت دو ابر قدرت برای سیطره بر کشورهای دو و نزدیک تعداد زیادی از این سلاح بصورت کمک بلا عوض و یا با قیمت بسیار نازل از سوی شوروی سابق در اختیار کشورها و جنبش های طرفدار آن کشور قرار گرفت و حتی در مواردی تکنولوژي و دانش حتی ساخت این سلاح به رایگان در اختیار کشورهای بلوک شرق قرار داده شد که آنها نیز AK-47 را به همان شکل اولیه و یا با پاره ایی از تعمیرات جزئی در مقیاس انبوه تولید کردند. از جمله این کشورها می توان به چین ، رومانی، بلغارستان ، لیبی، آلمان شرقی سابق، یوگسلاوی و ... اشاره کرد.

سادگی استفاده و عدم نیاز به آموزش زیاد: یکی از خصوصیات مثبت AK-47 ساده بودن نحوه استفاده و نگهداری از این سلاح است در واقع به دلیل اینکه در شوروی سابق ، بلوک شرق، چین و دیگر کشورهای طرفدار شوروی سابق خدمت زیر پرچم اجباری بود و با توجه به اینکه امروزه اثبات شده است که توانایی، قابلیت وسطح آموزش سربازان این ارتشها در مقایسه با سربازان ارتش های حرفه ایی – مانند ایالات متحده ، اروپایی غربی و شمالی و...- در سطح نازلتری قرار دارد، بکارگیری تجهیزات و سلاحهای انفرادی پیشرفته تنها به سردرگمی و بلا استفاده ماندن درصد بالایی از این تجهیزات و کندی عملکرد سرباز آماتور می انجامد لذا این سلاح بدلیل ساختار ساده خود و سهولت بکارگیری آن بدون نیاز به آموزشهای زیاد محبوبیت زیادی نزد پرسنل پیدا کرد.(همه ما بارها تصاویر کودکان ویتنامی و آفریقایی را با AK-47 دیده ایم و البته با کمی دقت مشاهده می شد که معمولا طول سلاح به اندازه قد این سربازان کوچک است اما با این وجود آنها قادرند از سلاح خود استفاده کنند!)

اما درعوض M-16 تقریبا تنها در ایالات متحده و برخی از متحدان نزدیکش مانند ژاپن ، کانادا، اسرائیل و استرالیا تولید می شود. این سلاح با مجوز وزارت دفاع آمریکا در اختیار کشورهای آمریکای مرکزی و جنوبی نیز گذاشته شده است. اصولا M-16 اسلحه گران قیمتی بوده و هر قبضه از آن حدود 10 برابرAK-47 قیمت دارد. پاره ایی از دلایل عدم کاربری گسترده این سلاح عبارتند از:

نیاز به تکنولوژی بالا برای تولید: تولید اسلحه M-16 تقریبا بدون امکانات ماشین آلات پیشرفته فاقد کیفیت مطلوب می باشد. این مورد در مقایسه نمونه M-16 چینی با M-16 آمریکایی کاملا مشهود است. این اسلحه با تلسرانسها و دقت بسیار بالا ساخته می شود و تقریبا تمام قطعات آن به لحاظ کیفی کنترل می گردد. لذا برای تولید M-16 علاوه بر ماشین آلت و سخت افزار پیشرفته نیاز به مهندسین و پرسنل متخصص دارد.

نیاز به آموزش مناسب : نحوه استفاده، نظافت و شیوه نگهداری صحیح این سلاح نیار به آموزش و وجود سربازان حرفه ایی دارد. توزیع و تولید این سلاح نیز عمدتا در کشورهایی به چشم می خورد که دارای یک ارتش حرفه ایی هستند ویا مستشاران آمریکایی در آنجا حضوری پر رنگ دارند( مانند هندوراس و یا کلمبیا). به بیان دیگر این سلاح برای رفع نیاز یک سرباز حرفه ایی طراحی شده است. (آموزشهای دشوار سربازان را در فیلم غلاف تمام فلزی بخاطر آورید!). و البته مشخص است در یک درگیری رو در رو بین دو سرباز که یکی  AK-47 و دیگری M-16 در اختیار دارد در شرایط مساوی چه کسی پیروز این میدان است.

وجود قوانین سختگیرانه صادرات: مطابق قوانین ایالات متحده صادرات هر گونه سلاح و ساخت آمریکا یا با استفاده از فناوری و دانش فنی آمریکایی منوط به اجازه وزارت امور خارجه این کشور می باشد به همین دلیل خیلی از کشورهایی که با ایالات متحده رابطه خصمانه ایی دارند قادر به خرید و یا تولید این سلاح نیستند.

به عنوان نتیجه گیری البته AK-47 ضریب نفوذ بسیار بالاتری نسبت به M-16 دارد. اما مسلما این ضریب نفوذ بالا دلیل برتری AK-47 به M-16 نیست. زیرا تقریبا تمامی کارشناسان ارتشهای حرفه ایی این سلاح یعنی M-16 تحسین کرده و حداقل در خش قابل ملاحظه ایی از واحدهای ویژه خود از آن بهره گیری می کنند.

تفاوت در تفکر طراحی :

M-16و AK-47 با دو نوع طرز تفکر متفاوت طراحی شده اند:

AK-47 بر مبنای قابلیت اعتماد زیاد و قدرت آتش بالا و M-16 بر مبنای  دقت زیاد و توانایی ایجاد جراحت شدید توام با حجم آتش مناسب.

طراحی، توانایی و چگونگی نقشی که این دو سلاح در میدان جنگ ایفا می کردند بازتابی بود از تجربیات متفاوت و دکترین حاکم بر ایالات متحده و شوروی سابق در دوران جنگ سرد.

AK-47 نتیجه  تجربیات ارتش شوروی سابق در طول جنگ جهانی دوم بود. مطالعه گزارشات جنگی نشان می داد که اغلب درگیریها در فاصله حدود 300 متری رخ می داد و طرفی پیروز این میدان بود که قدرت آتش بالاتری داشت. اما تفنگهایی که در جبهه های شرقی توسط شوروی سابق و متحدانش استفاده می شد برای این منظور چندان مناسب نبود وAK-47 در واقع پاسخی به این نیاز بود. این سلاح به یک سرباز متوسط توانایی نواخت تیر بالایی می بخشید و به همین دلیل قدرت آتش یک جوخه سرباز مسلح شده با این سلاح بطرز وحشتناکی افزایش می یافت ولی وجود قدرت آتش بالا به معنی افزایش دقت نبود و در فواصل زیاد دقت آن نسبت بهM-16  کاهش محسوسی داشت. یکی دیگر از مزایای AK-47 عدم نیاز به وجود سربازان حرفه ایی برای استفاده از این سلاح بود. علاوه بر این AK-47 مقاومت بسیار خوبی به شرایط نامساعد پیرامونی داشت که از نقاط قوت این سلاح به شمار می آمد.

AK-47 بگونه ایی طراحی شده بود که ترکیبی باشد از تیربار و یک تفنگ استاندارد.

همزمان مطالعات  ارتش ایالات متحده در جنگ جهانی دوم و جنگ کره نتایجی بسیار شبیه به نتایج بدست آمده توسط ارتش شوروی سابق داشت. اما مرکز تحقیقات دفاع ملی ارتش ایالات متحده واقع در پالوآلتو دیدگاه مبتنی بر قدرت آتش بالا را بیش از حد محافظه کارانه خواند و خواستار سلاحی شد که دارای دقت بالا و برد موثری بیش از 500 متر باشد. این درخواست منجر به طراحی و ساخت سلاح M-14 بر پایه M-4 Garand شد.

اما تجربیات جنگ ویتنام نشان داد که دیدگاه محققین ارتش آمریکا در تکیه برد موثر زیاد ودقت بالا چندان درست نمی باشد. هزینه این اشتباه تلفات بالای سربازان آمریکایی در برابر نیروهای ویتنامی بود که مسلح به AK-47 بودند.

یک جایگزین برای M-14 مورد نیاز بود. سلاحی که علاوه بر داشتن قدرت آتش مناسب دقت بالا نیز داشته باشد و در عین حال رقیبی قدرتمند برای AK-47 روسی که در مقایسه با M-14 برتری محسوسی داشت نیز به شمار آید.

بدین ترتیب M-16A1 و متعاقب آن M-16A2 متولد شد. این اسلحه از دیدگاه کارشناسان آمریکایی تا حد زیادی به عنوان یک «اسلحه عالی» (Superior Weapon) ارزیابی شد. سبک، ارگونومیک، دقیق چند منظوره و با یک نگهداری و نظافت مناسب بسیار قابل اعتماد.

این اسلحه همان M-14 بود اما کمی سنگین تر، ضربه لگد کمتر و بدلیل تغییر در مکانیزم لوله و شلیک و استفاده از فشنگهای شارژ متوسط، بسیار مناسب برای جنگهای امروزی.

اکنون در این بخش از مقاله خیلی کوتاه به مقایسه تطبیقی این دو سلاح می پردازیم.

 

مشخصات کلی M-16A2

معایب :

سنگین تر از AK-47

هزینه تولید نسبتا بالا

طول بلندتر از AK-47

نیاز به نگداری مناسب

مزایا:

ارگونومیک

دقت بالا

چند منظوره(1)

نیروی لگد کمتر

یک اسلحه تهاجمی واقعی

سیستم اجرای آتش عالی

مهمات موثر

طراحی مدرن

(1) مفهوم چند منظوره بودن این است که برای نصب و استفاده از تجهیزات اضافی نیاز به آداپتورهای مختلف ندارد. برای مثال نارنجک تفنگی بدون نیاز به شعله پوش مخصوص مستقیما بر روی لوله سلاح نصب می شود.

AK-47

معایب :

صدا و حرکت زیاد در حین شلیک

ارگونومی پایین

مکانیزم آتش و ایمنی ضعیف

دقت پایین

مهمات ضعیف

طراحی قدیمی

مزایا:

قدرت آتش بالا

نواخت تیر بالا

مقاوم به آلودگی محیط

قابل اعتماد

ارزان

 

مقایسه سایت های اپتیکی نشانه روی :

AK-47

دوربین برای نصب نیاز به پایه جداگانه دارد.

ارتفاع سلاح پس از نصب دوربین از ارتفاع مشابه M-16 بیشتر است.

پایه دوربین سنگین و خشن می باشد.

M-16A2

دوربین بدون نیاز به تجهیزات اضافی روی سلاح نصب می شود.

دوربین را می توان روی دستگیره حمل سلاح ویا بجای آن نصب کرد.

ارتفاع سلاح پس از نصب دوربین از AK-47 کمتر است.

طول دوربین کوتاه تر از دوربین AK-47 کمتر است.

طول دوربین کوتاه تر از دوربین AK-47 است.

 

مقایسه خشاب های دو سلاح :

AK-47

خشاب بدنه محکمی دارد.

خشاب پر سنگین تر است.

خشاب پهن تر و بلندتر از خشاب M-16 است.

M-16

استفاده از مهمات 56/5 استفاده از خشاب ظریفتر و کوچکتر و را امکان پذیر می کند.

خشاب پرسبکتر می باشد.

خشاب انحنای کمتری دارد.

خشاب M-16 باریکتر است.

 

مقایسه بین سرنیزه های دو سلاح :

AK-47

تیغه فولادی- دسته با کالیت

قابل تبدیل شدن به سیم چین

قابل استفاده مانند یک چاقو

سر نیزه به راحتی از بند همراهش جدا می شود.

به دشواری تیز می شود.

در هنگام حمله با دو دست وجود قنداق تاشو یک مشکل است.

M-16

طول تیغه بلندتر

فقط یک لبه برنده دارد

غیر قابل تیز کردن

کاملا بدون حرکت بر روی سلاح

در هنگام حمله با دو دست به علت وجود قنداق کشویی مشکلی ایجاد نمی شود.

قبضه فولادی و دسته از الیاف فایبر گلاس

جنس تیغه از فولاد شکننده می باشد.

 

مقایسه لوله های دو سلاح :

AK-47

نصب راحت سرنیزه

نصب میله نظافت در زیر لوله

لوله در انتهای خود دارای رزوه است.

باز و بسته شدن دشوار مگسک و شعله پوش لوله

گیره بند سلاح بگونه ایی طراحی شده است که زمان قرار گیری سلاح روی شانه راست گلنگدن سلاح به سمت بیرون بدن است.

M-16

لوله سنگین تر – دقیق تر و با لرزش کمتر در حین شلیک

طراحی لوله به گونه ایی می باشد که برای نصب سرنیزه و یا جدا کردن آن تنها احتیاج به یک دست است.

طراحی عالی شعله پوش و باز و بسته کردن آن بدون نیاز به باز کردن قطعات دیگر

نصب سر نیزه زیر سایت نشانه روی

گیره نصب سرنیزه، مگسک و گیره بند حمل سلاح یک قطعه واحد هستند. و به راحتی قابل باز و بسته شدن

نتیجه :

با مطالعه و بررسی موارد ذکر شده مسلم است که M-16 اسلحه قابل تر و کارآمد تری نسبت به AK-47 می باشد. اما این به معنی ناچیز شمردن این اسلحه نیست. باید توجه داشت که AK-47 در دهه های 50 و 60 میلادی تقریبا یک اسلحه بی مانند بود اما به مرور زمان بعلت عدم تعمیرات و اصلاحات اساسی در ساختار خود این جایگاه را از دست داد. اما M-16 از زمان تولید تا کنون مرتبا بهینه سازی شده و ارتقا یافته است. در خاتمه می توانیم نتیجه بگیریم که M-16 برای یک ارتش حرفه ایی انتخاب اول می باشد.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط مهرداد در جمعه سیزدهم مهر 1386 و ساعت 11:23 |

مسلسل دستی Z-84

 

 

مسلسل دستی Z-84 یکی دیگر از مسلس های دستی T شکل است که در دهه 80 و توسط کارخانه اسپانیایی Star Bonifacio Echeverria SA تولید شده است.

Z-84 بر خلاف مدل های قبلی یعنی Z-62 و Z-70B ، تنها در کالیبر 9 میلی متری لوگر یا پارابلوم ( و بنا به اظهارات برخی، 9 میلی متر لارگو) ارائه می شود. قفل لوله این سلاح به نوعی منحصر بفرد است چنانچه پس از جلو رفتن، لوله سلاح را در بر می گیرد( لوله درون گلنگدن فرو رفته و قفل می شود). تکنولوژی ساخت این سلاح تقریبا مشابه یوزی اسرائیل است. بدنه آن از دو قسمت تشکیل شده و با خم های موازی تقویت شده است. گلنگدن از نوع باز بوده و با فشار مستقیم گاز باروت عمل می کند. این گلنگدن بر روی دو ریل به عقب و جلو حرکت می کند. خلاصی نسبتا زیاد موجود در بین شیار گلنگدن و ریل ها باعث می شود تا سلاح تقریبا هرگز گیر نکند. مکانیزم تغذیه سلاح به گونه ای طراحی شده تا تغذیه آن با فشنگ های سر تخت، نوک گود و معمولی به سهولت انجام شود. ضامن در پشت ماشه قرار گرفته و در هنگام درگیر شدن ماشه را قفل می کند. برگه ناظم آتش در سمت چپ بدنه سلاح تعبیه شده و دارای دو حالت تکتیر و رگبار است.

علاوه بر آن یک سیستم ضامن کمکی باعث می شود تا گلنگدن سلاح جلو ایستاده و تنها در صورت کشیده شدن گلنگدن به عقب رانده شود. دستگیره گلنگدن در هنگام  شلیک ثابت می ماند که این امر به حفظ تعادل سلاح در زمان شیک کمک فراوانی می کند. مکانیزم نشانه روی در عقب از نوع تنظیم شونده بوده و در فواصل 100 و 200 متری درجه بندی شده است. قنداق از نوع فلزی و تاشو است و در هنگام تاشدن در زیر روپوش لوله قرار می گیرد.

 

 

مسلسل Z-84 برخلاف بسیاری از سلاح های مشابه همانند یوزی و اینگرام، بسیار خوشدست است. برتری اصلی این سلاح نسبت به هم رده هایش در زمان شلیک رگبار آن هم با یک دست مشخص می شود. تعادل سلاح در هنگام شلیک رگبار کمتر به هم می خورد و ضریب برخورد به هدف در ان افزایش می یابد.

 

+ نوشته شده توسط مهرداد در جمعه سیزدهم مهر 1386 و ساعت 11:21 |


Powered By
BLOGFA.COM